ادبیات انگلیسدهه 1930 میلادیادبیات نمایشی

هفت گوشه

Pornography

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۹۷
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۱٬۹۹۳

درباره کتاب

۴ دقیقه

"هفت گوشه" نوشته ی سایمون استیونز، نمایشی است که به جای روایتی کلاسیک و خطی، تابلویی چندتکه و جسورانه از لندن سال ۲۰۰۵ ترسیم می کند؛ شهری که در آستانه ی بازی های المپیک، کنسرت بزرگ Live8 و بلافاصله پس از بمب گذاری های مرگبار ۷ ژوئیه، در هم شکسته و زخمی است. این اثر که نخست در هامبورگ (۲۰۰۷) و سپس در ادینبورگ و لندن به صحنه رفت و موفق به دریافت جایزه ی منتقدان تئاتر اسکاتلند (۲۰۰۸-۲۰۰۹) شد، نه داستانی درباره ی قربانیان و نه تصویری مستقیم از مهاجمان است؛ بلکه پرتره ای تلخ و بی قرار از جامعه ای است که زیر سطح روزمره اش، انزوای فردی، سرگشتگی اخلاقی و عطش ارتباطی ناتمام جریان دارد. استیونز ساختار اثرش را بر اساس هفت صحنه ی مستقل می چیند: چهار مونولوگ، دو دیالوگ دو نفره و در پایان فهرستی از پنجاه ودو قربانی بمب گذاری. این صحنه ها، بدون شخصیت پردازی کلاسیک، بدون نام، بدون ترتیب زمانی و با متنی که می تواند توسط هر بازیگری ایفا شود، همچون قطعاتی پراکنده در موزاییکی مدرن می نشینند و تجربه ی زیسته ی شهروندانی معمولی را در روزهای پیش و پس از فاجعه بازتاب می دهند. یک نوجوان که به طور بیمارگونه ای شیفته ی معلم خود است، خواهری که رابطه ای زناکارانه با برادرش دارد، مردمی که در خلوت خود در اینترنت غرق می شوند یا بمب گذاری که گام به گام به سوی عملی ترسناک پیش می رود؛ همه و همه بی آنکه در روایت اصلی به هم برسند، وجهی از فروپاشی صمیمیت، گسست اخلاقی و عطش درمان نشده ی لمس دیگری را آشکار می سازند. عنوان اثر هوشمندانه این روح زمانه را دربرمی گیرد: فرایند عینی سازی و قطعه قطعه کردن زندگی انسانی در دنیایی که بدن، رنج و حتی مرگ را به تصاویر مصرفی بدل می کند. در این چشم انداز، لندن نه فقط شهری پرزرق وبرق و مدرن، بلکه فضایی است که در آن آدم ها به سایه هایی منفرد فروکاسته می شوند، روابط انسانی رنگ می بازد و خشونت ناگهانی همچون یک انفجار، رخوت جمعی را درهم می شکند. سبک نگارش و معماری دراماتیک استیونز، عامدانه تجربه ی مخاطب را دستخوش تنش می کند: دیالوگ های کوتاه، سکوت های بلند، مونولوگ هایی تکه تکه و لحظه هایی که دیوار میان تماشاگر و صحنه را فرو می ریزند - برای نمونه در لحظه ی خواندن فهرست قربانیان. این شیوه ی روایی غیرخطی و چندپاره، که با نورپردازی تند، صداهای خشن و صحنه آرایی مینیمال ترکیب می شود، نه تنها بازتاب دهنده ی محتوای اثر بلکه یادآور فضای ناآرام و متلاطم پس از بمب گذاری هاست. "هفت گوشه" در نقدها واکنش هایی متنوع برانگیخت: برخی همچون گاردین آن را به خاطر ساختار تکه تکه و نگاه بی قضاوتش ستودند و از اثر به عنوان کاوشی «احشایی» در روان جامعه ی زخمی یاد کردند؛ در مقابل، منتقدانی مانند تلگراف از غیبت مواجهه ی عمیق با افراط گرایی و اتخاذ موضعی صرفا ناظرانه انتقاد کردند. با این همه، حتی منتقدان نیز به جسارت فرم، صراحت مضمون و پرهیز اثر از شعارزدگی اذعان کردند. این نمایشنامه در زمانی نوشته شد که استیونز، متأثر از تحولات سیاسی بریتانیا و زخم عمیق برجای مانده از بمب گذاری ها، به جای روایت فردی، بوم وسیع تری از جامعه ترسیم کرد. او در آثار هم دوره اش همچون موتورتاون و پانک راک نیز به سراغ کاوش در خشونت، بیگانگی و گسست اجتماعی رفت؛ با این تفاوت که در "هفت گوشه" این نگاه به شکلی رادیکال تر و در فرم روایی شکسته تر متبلور می شود. در نهایت، "هفت گوشه" ما را با پرسشی بنیادین تنها می گذارد: در جهانی که حتی فجایع جمعی هم گاه به بخشی از چرخه ی مصرف رسانه ای بدل می شوند، مرز میان همدلی واقعی، کنجکاوی بیمارگونه و بی تفاوتی کجاست؟ اثری که چه تماشاگر را به گریه بیندازد و چه در او حس غربت و انزوا ایجاد کند، آینه ای است صادق در برابر شهری مدرن، پرهیاهو و در عین حال، غرق در تنهایی.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه