ادبیات انگلیسادبیات معاصرادبیات نمایشی+۱ مورد

وانیا و مرغ دریایی

The Seagull & Vanya

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۸۸
سال چاپ
۱۴۰۴
نخستین انتشار
۲٬۰۲۳

درباره کتاب

۴ دقیقه

نمایشنامه های «وانیا» و «مرغ دریایی» اثر سایمون استیونز دو بازآفرینی معاصر و جسورانه از آثار جاودان آنتون چخوف هستند که نشان می دهند چگونه می توان در قرن بیست ویکم، درامی متعلق به اواخر قرن نوزدهم را با حفظ جوهره اش، از نو زنده کرد. استیونز، نمایشنامه نویس پرآوازه ی بریتانیایی که پیش تر با آثاری چون Curious Incident of the Dog in the Night-Time شهرت یافته، در این دو اثر نیز به دنبال کشف دوباره ی چخوف است اما نه از مسیر وفاداری صرف، بلکه از راه دگرگونی فرم، زبان و تجربه ی تماشاگر. نمایشنامه ی «وانیا» که در سال ۲۰۲۳ در تئاتر دوک یورک لندن با اجرای درخشان اندرو اسکات به روی صحنه رفت، اقتباسی تک نفره از عمو وانیا است؛ اجرایی که در آن یک بازیگر تمامی شخصیت های چخوف را با تغییر لحن، حالت بدن و فواصل صوتی در خود تجسم می بخشد. استیونز در این ساختار رادیکال، روابط پیچیده ی عاطفی و شکاف های روحی شخصیت ها را در قالبی فشرده و درونی می ریزد. با حذف گروه بازیگران، او فاصله میان شخصیت ها و مخاطب را از میان برمی دارد و وزن احساسی و اندیشه ورزانه ی متن را مستقیما بر دوش بازیگر می گذارد. آن چه در چخوف به صورت گفت وگوی چندجانبه میان انسان هاست، در نسخه استفنز به صورت مونولوگی چندوجهی درمی آید که مرز میان خود و دیگری را از بین می برد. بدین ترتیب، اندوه، بی عملی و میل سرکوب شده ی چخوف، در کالبدی معاصر و بی واسطه زنده می شوند. در مقابل، «مرغ دریایی» استیونز، اگرچه ساختار گروهی اثر اصلی را حفظ می کند، اما زبان، لحن و زمان آن را دگرگون می سازد. او گفت وگوهای سنگین و متفکرانه ی چخوف را به زبانی محاوره ای و امروزی برمی گرداند، فاصله ی تاریخی را حذف می کند و پویایی های احساسی میان ایرینا آرکادینا، کنستانتین، نینا و تریگورین را تندتر و ملموس تر می سازد. دغدغه های اصلی هنر در برابر زندگی، حسادت، شکست، میل به دیده شدن همان باقی می مانند، اما بیانشان به زبانی است که تماشاگر معاصر بلافاصله با آن ارتباط برقرار می کند. نمایش که به کارگردانی شان هولمز در لیریک همرسمیت اجرا شد، نمونه ای از آن است که چگونه می توان طنز، ترحم و مالیخولیای چخوف را بدون تقلیل، در قالبی مدرن و ریتمیک به صحنه آورد. هر دو اثر در عین تفاوت های ساختاری، در یک هدف مشترک اند: بازتفسیر چخوف برای جهان امروز. استیونز با حفظ مضامینی چون اشتیاق ناکام، گذر زمان، سرخوردگی و میل به معنا، آنها را در بستر زبانی تازه و جهان عاطفی شفاف تری قرار می دهد. در «وانیا»، صمیمیت و انزوا به اوج می رسد؛ در «مرغ دریایی»، تضاد میان خلاقیت و شکست با لحنی سریع تر و انسانی تر بازتاب می یابد. این دو اقتباس، همانند دو قطب یک تجربه ی تئاتری اند: یکی فروکاسته تا جوهر عاطفی و دیگری گسترش یافته تا نبض زندگی معاصر را در خود بگیرد. از منظر انتقادی، «وانیا» را می توان نمایشی تجربی و شهودی دانست که تمرکز و جسارتش ستودنی است، هرچند ممکن است برای برخی، فقدان چندصدایی چخوف و محدود شدن روابط میان شخصیت ها، نوعی از بین رفتن عمق احساسی تلقی شود. در «مرغ دریایی» نیز گاه فشرده سازی و مدرن سازی، بافت تاریخی و سکون شاعرانه ی نسخه اصلی را کم رنگ می کند. با این حال، در هر دو اثر، آنچه برجسته است، وضوح احساسی و جسارت اجرایی است: استیونز به جای موزه کردن چخوف، او را دوباره زنده می کند. در مجموع، «وانیا» و «مرغ دریایی» سایمون استیونز بازخوانی هایی هوشمندانه و تپنده از میراث چخوف اند؛ دو تجربه ی مکمل از مواجهه ی مدرن با تنهایی، عشق و گذر زمان. استفنز با حذف فاصله ی قرن ها، نشان می دهد که انسان چخوفی هنوز در ما نفس می کشد - با همان اشتیاق، همان ترس و همان میل رستگاری در جهانی که همیشه اندکی دیر شده است.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه