یادداشت کتاب

جلد رستم و سهراب

رستم و سهراب

ابوالقاسم فردوسی

امتیاز ۸ از ۱۰

نمایش شنیداری «رستم و سهراب» در۱۳۹۲ و «بیژن و منیژه» در ۱۳۹۶ زیر نظر استاد ابوالحسن تهامی تهیه و تدوین شده. «بیژن و منیژه» از نظر کیفیت اثر وزین‌تری ست، گرچه این اجرا هم شایسته تقدیر است. از آنجا که حرفه‌ای ترین دوبلوران سندیکای دوبلاژ گویندگی این اثر را به عهده داشتند و امور فنی نیز توسط استودیو کوآلیما صورت گرفته، کمتر کتاب صوتی با کیفیت نزدیک به این دو اثر را خواهید یافت!

---

ایرادات:

۱) دوبلور واحد برای چندین کاراکتر فرعی

متاسفانه این بلایی ست که به جان دوبلاژ ما افتاده و حتی در آثار استودیوهای معروف هم دیده می‌شود. یادم هست زنده یاد جلال مقامی می‌گفتند: «دوبله مثل ارکستر سمفونی است. وقتی فقط یکی از نوازنده ها خراب کند، کل کار خراب می‌شود. دوبله یک کار جمعی است!» دوبله یک کار جمعی است! حتی اگر فرض کنیم گوینده‌ای آنقدر توانا ست که بتواند تیپ های مختلف بگیرد یا ... و چند کاراکتر را همزمان بگوید؛ باز هم به دید من کار خراب می‌شود. در این حالت کار از فرم دوبله در می‌آید و می‌شود «اجرای تک‌نفره»، من اینجور کاری را نمی‌پسندم.

در هر صورت، این اثر هم مثل خیلی از آثار دچار این آفت شده گرچههه آنقدر هم بارز نیست و تا حدی قابل چشم پوشی است.

فی المثل، آقای حامد عزیزی هم نقش پادشاه سمنگان (پدر تهمینه) را اجرا می‌کنند هم زندرزم یا به روایتی ژنده‌رزم (برادر تهمینه و دایی سهراب).

۲) ثابت نبودن کست در کل مجموعه شاهنامه

هر دو مجموعه کست پر زرق و برقی دارند ولی متاسفانه کاراکتر‌های مشترک عموما گویندگان ثابتی ندارند.

رُل گیو برادر هجیر و پدر بیژن در «رستم و سهراب» به عهده آقای شایان شامبیاتی است ولی در «بیژن و منیژه» به عهده آقای میثم نیکنام است!

برعکسش هم رخ داده: مثلا آقای ژرژ پطرسی در «رستم و سهراب» نقش هجیر پسر گودرز را اجرا می‌کنند و در «بیژن و منیژه» نقش پیران پهلوان تورانی!

۳)راوی بی‌جا و بلا استفاده

سرکار خانم مریم رادپور در ابتدا مقدمه‌ و خلاصه داستان را می‌گویند و در باقی نمایش نقشی ندارند، که وجودش اصلا لازم نبود. هنر شما باید این باشد که بدون خارج شدن از فرم نمایش بتوانید محتوا را به مخاطب بفهمانید. نه که ابتدا داستان را برایش تعریف کنید

این کار مثل این می‌ماند که من نوعی رمان بنویسم و هر کس خواست در کتاب فروشی، کتابم را بخرد بگم «ببین فلانی قضیه این است» تا بعدا حین خواندن سردرگم نشود!!! هنر یک نویسنده این است که در همان کتاب کار را تمام کند و هنر شما هم باید این می‌بود که بدون اضافه گویی کل داستان را به مخاطب بفهمانی بدون اینکه از فرم خارج شوی....