داستان معماییادبیات آمریکاادبیات داستانی+۳ مورد

همچون فرشتگان

How Like an Angel

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۵۸
سال چاپ
۱۳۸۶
نخستین انتشار
۱٬۹۶۲

درباره کتاب

۴ دقیقه

کتاب «همچون فرشتگان» نوشته ی مارگارت میلار از آن دسته رمان های جنایی و روان شناختی است که بیشتر از خود جنایت، روی ذهن آدم ها و فضای ناامن اطرافشان تمرکز می کند. داستان با شخصیت «جو کویین» آغاز می شود؛ کارآگاه خصوصی ای که زندگی اش زیر فشار اعتیاد به قمار تقریبا از هم پاشیده است. او نه پولی دارد، نه موقعیت اجتماعی مشخصی و نه حتی اطمینانی نسبت به آینده اش و همین وضعیت باعث می شود وقتی سر از منطقه ای دورافتاده و عجیب در صحرای کالیفرنیا درمی آورد، خیلی سریع جذب فضای مرموز آن جا شود. آدم هایی با لباس های سفید، رفتارهای کنترل شده و نوعی آرامش مصنوعی در آن زندگی می کنند؛ آرامشی که از همان ابتدا حس می شود چیزی غیرطبیعی پشت آن پنهان شده است. ورود جو کویین به این مجموعه، آغاز پرونده ای است که ظاهرا به ناپدید شدن مردی مربوط می شود، اما هرچه داستان جلوتر می رود، مشخص می شود مسئله فقط یک گم شدن ساده نیست. مارگارت میلار خیلی آرام و بدون عجله، خواننده را وارد فضایی می کند که در آن مرز میان حقیقت و دروغ مدام تغییر می کند و تقریبا هیچ شخصیتی را نمی توان کاملا قابل اعتماد دانست. یکی از نکات مهم در رمان «همچون فرشتگان» این است که ساختار معمایی داستان، بیشتر بهانه ای برای کندوکاو در ذهن شخصیت هاست. برخلاف بسیاری از رمان های پلیسی کلاسیک که تمرکز اصلی شان روی کشف قاتل یا حل پرونده است، این جا اضطراب، شکست و فرار از واقعیت نقش پررنگ تری دارند. جو کویین فقط دنبال حل یک معما نیست؛ او خودش هم در حال فرار از زندگی شکست خورده اش است. همین موضوع باعث می شود ارتباط او با آدم های آن فرقه، حالت پیچیده تری پیدا کند. اعضای این اجتماع مذهبی هرکدام گذشته ای مبهم دارند و انگار به شکلی آگاهانه از جهان بیرون فاصله گرفته اند. بعضی ها برای فرار از تنهایی آمده اند، بعضی برای فراموش کردن گذشته و بعضی هم فقط به دنبال جایی بوده اند که بتوانند هویت تازه ای برای خودشان بسازند. میلار بدون آن که مستقیم درباره ی قدرت فرقه ها یا سوءاستفاده های روانی سخنرانی کند، نشان می دهد چطور آدم های آسیب پذیر ممکن است جذب چنین فضاهایی شوند. حتی سکوت ها و رفتارهای روزمره ی شخصیت ها هم حس کنترل و سرکوب را منتقل می کند. این فضای بسته و ایزوله، کم کم به یکی از مهم ترین عناصر داستان تبدیل می شود؛ جایی که هرچه آرام تر به نظر می رسد، درونش ناآرام تر و خطرناک تر است. سبک روایت مارگارت میلار در این رمان، به وضوح تحت تأثیر ادبیات نوآر آمریکایی قرار دارد، اما تفاوت مهمش در توجه دقیق به جزئیات روانی شخصیت هاست؛ او به جای تکیه ی کامل بر تعقیب وگریز یا صحنه های خشونت آمیز، از گفت وگوهای کوتاه، سکوت های طولانی و توصیف فضا برای ایجاد تنش استفاده می کند. همین باعث می شود حس ناامنی در کل رمان جریان داشته باشد، حتی در صحنه هایی که ظاهرا اتفاق مهمی رخ نمی دهد. فضای کلی رمان هم به شکل واضحی با مفهوم رستگاری و فریب گره خورده است. عنوان کتاب یعنی «همچون فرشتگان»، از همان ابتدا نوعی تضاد ایجاد می کند؛ چون شخصیت های داستان در ظاهر به دنبال پاکی، آرامش یا نجات معنوی اند، اما رفتارها و رازهایشان چیز دیگری را نشان می دهد. مارگارت میلار در طول داستان بارها این تضاد را برجسته می کند: آدم هایی که چهره ای آرام و معنوی دارند، ممکن است خطرناک ترین شخصیت های داستان باشند. از طرف دیگر، جو کویین که در ظاهر مردی شکست خورده و بی ثبات است، گاهی انسانی تر از تمام اطرافیانش رفتار می کند. «همچون فرشتگان» در کنار فضای معمایی و جنایی، تصویری از جامعه ای ارائه می دهد که در آن بسیاری از آدم ها دنبال راهی برای فرار از خودشان هستند؛ بعضی از طریق مذهب، بعضی با پول و بعضی هم با پنهان شدن پشت گذشته ای ساختگی و درباره ی انسان هایی است که زیر فشار ضعف ها و ترس های شخصی، به تدریج مرز میان حقیقت و توهم را گم می کنند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه