
سلول شیشه ای
پاتریشیا های اسمیت
Deep Water
های اسمیت مهلک ترین هستی گرای عالم داستان های جنایی است. نوشته هایش کاری می کند در عین حال که پوستتان مور مور می شود ناخودآگاه لبخند بزنید. برای چند لحظه ویک تصور کرد که آن شب بعد از رفتن او به اتاقش در سمت دیگر گاراژ، مل دوباره به اتاق ملیندا بازمی گردد. بعد وقتی او این موضوع را می فهمد، نقشه ی قتل دقیقی می کشد، به بهانه ای به نیویورک می رود، در حالی که میله ای زیر کتش سنگینی می کند با مل تماس می گیرد (روزنامه ها ادعا می کردند که قتل احتمالا کار دوست یا آشنایی بوده، چون ظاهرا مل او را بدون هیچ گونه مقاومتی به درون خانه راه داده بود) و بعد مل را تا سر حد مرگ می زند. سپس با چابکی، بدون این که کوچک ترین سروصدایی ایجاد کند یا اثر انگشتی از خود به جا بگذارد (همان گونه که قاتل واقعی هم به جا نگذاشته بود) آن جا را ترک می کند، همان شب به لیتل وزلی برمی گردد و بعد اگر کسی از او پرسید شب وقوع قتل کجا بوده، می گوید در گرندسنترال مشغول تماشای فیلم بوده است؛ فیلمی که در زمان دیگری واقعا آن را دیده بود.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت