
من زنده ماندم
لارن تارشیس
Mick Harte Was Here
میک، کودکی بود که با گذاشتن چشمی مصنوعی در یک مرغ یخ زده، مادرش را حسابی از کوره به در می برد؛ کودکی که در مقابل همه ی بچه ها و معلمین مدرسه، رقصی دیوانه وار کرد و اگر فقط کلاه ایمنی دوچرخه اش را به سر می گذاشت، هنوز هم زندگی اش ادامه داشت. اما اکنون، میک، برادر دوازده ساله ی فیبی هارته جانش را از دست داده و دنیای فیبی، واژگون شده است. باربارا پارک با احساس و خلوص منحصربه فرد خود، در رمان میک هارته این جا بود سرشار از خوشی، ناراحتی و امید، چگونگی دست و پنجه نرم کردن فیبی با غم از دست دادن برادرش را روایت می کند. کتاب، ماجرای برخی از بهترین خاطرات فیبی از میک را نقل می کند که بیشترشان مربوط به شوخی هایی می شود که میک با دوستان و خانواده می کرد. بخشی از داستان کتاب میک هارته اینجا بود، در قالب خاطراتی درباره ی روزهای گذشته ی فیبی و میک روایت می شود.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده ی جایزه ی ویلیام الن وایت سال 1998 اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر یک داستان درام بی نقص و کاملا قابل باور، شوخ طبعی و نکته سنج بودن پارک، داستان را بسیار تأثیرگذار کرده است و داستانی تفکربرانگیز تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت