
بندرگاه مه آلود
ژرژ سیمنون
Maigret and the Flemish Shop
"او یک متقاضی معمولی نبود. چشمانش را پایین نیاورد. هیچ چیز فروتنانه ای در رفتار او وجود نداشت. صریح صحبت می کرد و مستقیم به جلو نگاه می کرد، گویی چیزی که مال خودش بود را طلب می کرد. "اگر شما قبول نکنید که به پرونده ما نگاه کنید، من و والدینم نابود می شویم و این نفرت انگیزترین خطای حقوقی خواهد بود... " "خانم جوانی که ناامیدانه تلاش می کند گناه قتل را از دامن خانواده اش پاک کند از کاراگاه مگره تقاضا می کند،تا به شهر مرزی و بارانی و بادگیرشان بیاید و روی پرونده ی آنها کار کند. اما فروشگاه تر تمیز آنها، جامعه ی خواب آلود و رودخانه مواج شهر، هر کدام راز های خودشان را پنهان کرده اند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت