
مگره و زن بلندبالا
ژرژ سیمنون
Maigret s'Amuse
کتاب «مگره سرگرم می شود» نوشته ی ژرژ سیمنون یکی از رمان های مجموعه ی کمیسر مگره است که در آن مگره در ابتدای روایت از پرونده ها فاصله گرفته و در وضعیت مرخصی قرار دارد؛ نه در اداره پلیس حضور دارد و نه درگیر مستقیم تحقیقات است. همین نقطه ی شروع، ساختار معمول داستان های پلیسی را جابه جا می کند و به جای تمرکز مستقیم بر تعقیب مجرم، نگاه را به سمت وضعیت ذهنی و رفتاری یک کارآگاه در حالت «بیکاری اجباری» می برد. در ابتدای داستان مگره همراه همسرش در پاریس مانده و تلاش می کند زندگی روزمره ای شبیه یک شهروند عادی داشته باشد. قدم زدن در خیابان ها، نشستن در کافه ها و دنبال کردن اخبار از طریق روزنامه ها بخشی از این دوره است. اما این آرامش خیلی پایدار نمی ماند. با کشف جسد یک زن جوان در مطب یک پزشک شناخته شده، فضای شهر تغییر می کند و یک پرونده ی جنایی پیچیده وارد جریان می شود. مگره به طور رسمی اجازه دخالت ندارد و رسیدگی به پرونده به بازرس ژانویه سپرده می شود، اما او ناخواسته و از بیرون، شروع به دنبال کردن روند تحقیقات می کند. اینجا داستان وارد یک وضعیت دوگانه می شود: کارآگاهی که هم بیرون از سیستم است و هم در عمل از آن جدا نشده است. در ادامه داستان بیشتر بر نحوه ی نگاه مگره به پرونده از فاصله تمرکز دارد و او به جای روش های مستقیم پلیسی، از طریق اخبار، گزارش ها و مشاهده ی غیررسمی، پازل جنایت را کنار هم می گذارد. این فاصله باعث می شود او بتواند بدون فشار سازمانی یا عجله ی اداری، رفتار افراد درگیر پرونده را تحلیل کند. در همین روند، مسئله فقط پیدا کردن عامل قتل نیست، بلکه شناخت لایه های اجتماعی و روانی اطراف ماجرا اهمیت پیدا می کند. سیمنون در این بخش ها بیشتر از جزئیات جرم، به رفتارها، واکنش ها و تناقض های شخصیت ها توجه دارد؛ چیزهایی که در نگاه اول ساده به نظر می رسند اما در مجموع تصویر پیچیده تری از ماجرا می سازند. در بخش های بعدی کتاب «مگره سرگرم می شود» به رابطه ی میان مشاهده گر و درگیر ماجرا پرداخته شده و مگره در این وضعیت نه کاملا درون پرونده است و نه کاملا بیرون از آن. همین موقعیت میانی باعث می شود نگاه او همزمان هم تحلیلی و هم انسانی باقی بماند. مفهوم «سرگرمی» در عنوان کتاب نیز بیشتر به همین حالت اشاره دارد؛ یعنی تبدیل یک پرونده ی جنایی جدی به نوعی مشاهده ی ذهنی از دور؛ جایی که حل معما فقط یک بخش ماجراست و درک رفتار انسان ها بخش دیگر آن است و رمان با حفظ ساختار جنایی خود، بیشتر به مطالعه ای درباره ی شیوه ی فکر کردن مگره و نحوه ی مواجهه ی او با واقعیت های انسانی تبدیل می شود تا یک داستان پلیسی صرف با تمرکز بر تعقیب و کشف مجرم.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت