
پریشانی های ترلس جوان
روبرت موزیل
Three Women
کتاب «سه زن» اثر روبرت موزیل، نویسنده ی اتریشی، اصلا شباهتی به داستان های عاشقانه و معمای روابط روزمره ندارد، بلکه روایاتی نسبتا بلند از مواجهه ی مردان با زنانی است که زندگی ذهنی آن ها را به کلی به هم می ریزند. موزیل در سال ۱۹۲۴ سه داستان یعنی «گریجا»، «زن پرتغالی» و «تونکا» را کنار هم منتشر کرد؛ زمانی که خودش هنوز با مفاهیم مهندسی، روان شناسی تجربی و فلسفه درگیر بود. در حقیقت محور اصلی این اثر نه خود رابطه ی زناشویی یا عاطفی، بلکه شوک روانی و فکری شدیدی است که مردان تحصیل کرده، منطقی و ازطبقه مرفه در برخورد با این سه زن تجربه می کنند. زنان این داستان ها موجوداتی پیچیده، خاموش و تا حدی دست نیافتنی هستند که پای مرد داستان را به فضایی مبهم باز می کنند. این جاست که ابزار عقل و مهندسی ذهنی مردان برای تحلیل رفتار آن ها شکست می خورد و تنش اصلی ماجرا شکل می گیرد. در داستان نخست یعنی «گریجا»، مردی به نام هومو که همسر بیمارش را در شهر رها کرده، برای اداره ی پروژه ی معدن به دهکده ای کوهستانی در تیرول می رود و آن جا شیفته ی زنی بومی و روستایی می شود. این رابطه تدریجا او را از واقعیت زندگی شهری و برنامه های قبلی اش جدا می کند؛ انگار ورود به طبیعت بکر و محیط بدوی روستا، لایه های منطقی ذهن او را فرومی ریزد و پایان داستان را به سمتی تراژیک می برد. در داستان دوم به نام «زن پرتغالی»، یک شوالیه و نجیب زاده ی شمالی همسر غریبه ی خود را به قلعه ای سرد و دورافتاده می آورد. جالب این جاست که ارتباط میان آن ها با سکوت، ناتوانی در صحبت و نوعی بیگانگی پیش می رود. شوهر به بیماری مبتلا می شود و با ورود مردی غریبه به متن روایت، شوک و حس شک بر فضا سایه می اندازد، تا جایی که مرز میان وفاداری و پنهان کاری کاملا مخدوش می شود. داستان سوم، «تونکا»، که احتمالا عمیق ترین و معروف ترین بخش مجموعه است، رابطه ی یک مرد جوان اهل علم را با دختری ساده و فقیر روایت می کند. وقتی تونکا باردار و هم زمان بیمار می شود، حساب وکتاب های پزشکی و شواهد منطقی به مرد می گویند که خودش نمی تواند پدر این بچه باشد. از این نقطه به بعد، مرد میان داده های علمی و یقینی که به آن اعتقاد دارد از یک سو، و معصومیت خونسردانه و پاکی بی زبان تونکا از سوی دیگر آویزان می ماند. موزیل نشان می دهد که چطور شک و سوءظن، ساختار عقلانی انسان را از درون متلاشی می کند. این سه داستان با لحنی دقیق، سرد و تحلیل گر نوشته شده اند و به جای پرپرداخت کردن اتفاقات بیرونی، روی سازوکار روانی مردانی تمرکز دارند که در فهم «دیگری» و درک هویت زنانه کاملا ناتوان مانده اند. ارزش واقعی اثر موزیل در همین نگاه تحلیلی به شکاف میان منطق و شهود نهفته است؛ این که ما انسان ها چقدر در ساختن تصویری واقعی از اطرافیانمان عاجز هستیم. متن «سه زن» نه با احساسات گرایی مفرط جلو می رود و نه به دنبال نقد مستقیم جامعه است، بلکه دقیقا همان ایده ای را پیش می برد که موزیل بعدا در شاهکار بزرگش یعنی «مرد بدون خاصیت» بسط داد: تقابل «دقت علمی» با «روح سرکش انسان». خ
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت