
مفهوم زمان و چند اثر دیگر
مارتین هایدگر
On Time and Being
کتاب «زمان و وجود» اثر مارتین هایدگر، فیلسوف برجسته آلمانی، نه صرفا یک دنباله برای شاهکار پیشین او، بلکه بازخوانی رادیکال از پروژه ناتمام هستی و زمان است. این اثر که شامل درس گفتارها و خلاصه ی شش جلسه سمینار هایدگر در سال ۱۹۶۲ است، خواننده را به دوران متأخر فکری او می برد؛ دورانی که فیلسوف از تحلیل دازاین عبور کرده و تلاش می کند تا خود «هستی» و «زمان» را فارغ از ساحت های انسان شناسانه و متافیزیکی بازتعریف کند. هایدگر در این مجلد با مسئله ی بخشش دست وپنج نرم می کند. اگر در آثار متقدم، هستی همواره در افق زمان فهمیده می شد، در اینجا نویسنده تلاش می کند تا منشأ این دو را در ساحتی عمیق تر جستجو کند که آن را رخداد یا رویداد از آن خود کننده می نامد. هایدگر توضیح می دهد که چگونه هستی و زمان، نه امور ثابت و ابدی، بلکه عطایایی هستند که از دل این رخداد بیرون می آیند. او با تحلیل عبارت آلمانی "Es gibt که معمولا به «وجود دارد» ترجمه می شود اما معنای تحت اللفظی آن «آن می دهد» است نشان می دهد که هستی یک «داده» یا ابژه نیست، بلکه فرایندی از آشکارگی و اختفاست. کتاب علاوه بر متن اصلی درس گفتار «زمان و وجود»، حاوی رساله ی مهم «پایان فلسفه و وظیفه ی تفکر» است. در این بخش، هایدگر با نگاهی آسیب شناسانه به تاریخ متافیزیک غرب، استدلال می کند که فلسفه به عنوان متافیزیک در عصر تکنولوژی به پایان رسیده و در علوم حل شده است. مسئله ای که او پیش می کشد، ضرورت یافتن نوعی دیگر از تفکر است؛ تفکری که نه به دنبال سلطه بر موجودات، بلکه به دنبال شنیدن صدای هستی در «لینیه» یا گشودگی است. همچنین بخش «طریقت من در پدیدارشناسی» نوعی خودزندگینامه فکری است که سیر تحول روش شناختی او را از دغدغه های الهیاتی تا رسیدن به پرسش وجود ترسیم می کند، این اثر برای کسانی که تنها با «هستی و زمان» آشنا هستند، ممکن است گیج کننده باشد. هایدگر در اینجا نشان می دهد که چگونه ایده هایش بر اندیشمندان پساساختارگرا نظیر ژاک دریدا و میشل فوکو تاثیر گذاشته است. او با عبور از زبان گزاره ای که می گوید «الف است»، به زبانی پدیدارشناسانه روی می آورد که می گوید «وجود فرامی دهد». این تغییر لحن، تلاشی است برای رهایی از دام دستور زبان که ناخواسته هستی را به یک موجود تقلیل می دهد. در نهایت، «زمان و وجود» اثری است که برای درک عمیق تر نیمه ی دوم حیات فکری هایدگر ضروری است. این کتاب نشان می دهد که چگونه فیلسوف، با بازگشت به پرسش های نخستین، سعی در عبور از بن بست های متافیزیک دارد. اگر به دنبال فهم این نکته هستید که چرا هایدگر معتقد بود فلسفه به پایان رسیده و وظیفه ی تفکر در عصر تکنولوژی چیست، این مجلد نقشه ای فشرده اما غنی از این مسیر فکری را پیش روی شما می گذارد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت