داستان فانتزیادبیات داستانیادبیات نوجوان+۱ مورد

خون آشام 4

Jangal-e Abr

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۷۶
سال چاپ
۱۴۰۴

درباره کتاب

۳ دقیقه

«جنگل ابر» جلد چهارم از مجموعه ی پنج جلدی «خون آشام» اثر سیامک گلشیری است. این مجموعه در ژانر وحشت نوشته شده است و قصه هایی ترسناک از دنیای خون آشام ها را روایت می کند. این کتاب ها برای مخاطبان نوجوان نوشته شده اند، بنابراین شخصت های اصلی داستان ها نیز نوجوانانی هستند که گرفتار مکان و اتفاقات ترسناک می شوند. در سه جلد قبلی این مجموعه مخاطبان نوجوان با فضا و شخصیت های اصلی داستان آشنا شده اند. شخصیت اصلی داستان، نویسنده ی داستان های ترسناک است که پس از تماس فردی ناشناس با خون آشام هایی که در خانه ای واقع در تهران زندگی می کنند، آشنا می شود و تمام اتفاقاتی را که برایش می افتد به صورت یک داستان می نویسد و چاپ می کند. بعد از چاپ کتاب، نویسنده با خبرنگاری به نام اشکان آشنا می شود که در مورد خون آشام ها تحقیق می کند و یادداشت های زیادی در مورد آن ها دارد. اما در ادامه جسد اشکان در یکی از مناطق تهران کشف می شود که به طرز مرموزی کشته شده است. نویسنده که از وجود یادداشت های اشکان باخبر است، برای پیدا کردن آن ها به هر دری می زند و درگیر ماجراهای گوناگونی می شود. در داستان «جنگل ابر» نویسنده برای نوشتن جلد بعدی کتابش همچنان به دنبال یادداشت های اشکان اربابی است. او برای به دست آوردن یادداشت ها، به دنبال تماسی ناشناس به یک گالری نقاشی در شمال تهران می رود و در آن جا با دختری که ادعا می کند از طرفداران نوشته های اوست و تمام آثار او را خوانده، آشنا می شود. دختر می داند یادداشت های اشکان کجا هستند. نویسنده که برای یافتن آن ها تلاش زیادی کرده، با دختر همراه می شود و به خانه ی زنی به نام مهتاب می رود و متوجه می شود او همان زنی است که نامش، به اضافه ی تاریخی خاص، در دفترچه ی به جا مانده از اشکان نوشته شده است. مهتاب قصه ای عجیب و ترسناکی را برای نویسنده تعریف می کند؛ قصه ی جنگلی به نام ابر و مسافرانی که هرگز از آن زنده بیرون نیامده اند! مهتاب می گوید در جوانی پس از تجربه ی عشقی نافرجام، دست به خودکشی ناموفق زده است. پس از آن، خانواده اش تصمیم می گیرند او را برای سفر به شاهرود و جنگل ابر ببرند تا حالش بهتر شود. یک روز در جنگل هوا توفانی می شود و مهتاب به غاری پناه می برد و همان جا خوابش می برد. وقتی بیدار می شود، می فهمد که موجود ترسناکی به خانواده اش حمله کرده است. مهتاب از آن جا می گریزد و به تهران برمی گردد و می بیند که در خانه اش نیز اتفاق بسیار هولناکی رخ داده است. خواهر و خانواده ی مهتاب تبدیل به خون آشام شده اند. در داستان «جنگل ابر» مخاطبان نوجوان با صحنه هایی عجیب و تکان دهنده روبرو می شوند و همراه با مهتاب به سفری هولناک در جنگل ابر می روند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه