
خون آشام 5
سیامک گلشیری
Meet the Vampire
«ملاقات با خون آشام» جلد دوم از مجموعه ی پنج جلدی«خون آشام» اثر سیامک گلشیری است. این مجموعه در ژانر وحشت نوشته شده است و قصه هایی ترسناک از دنیای خون آشام ها را روایت می کند. این کتاب ها برای مخاطبان نوجوان نوشته شده اند، بنابراین شخصت های اصلی داستان ها نیز نوجوانانی هستند که گرفتار مکان و اتفاقات ترسناک می شوند. «ملاقات با خون آشام» ادامه ی ماجراهای دو نوجوان و رویارویی آن ها با خون آشام های شهر را روایت می کند. در جلد اول یک شب حدود ساعت ۱۲، فردی غریبه با نویسنده تماس می گیرد و از او کمک می خواهد. او از نویسنده خواهش می کند تا همدیگر را ملاقات کنند. غریبه مردی سیاه پوش است که نوشته هایی را به نویسنده می دهد تا چاپ کند. نویسنده با خواندن نوشته های مرد سیاه پوش علت ترس و نگرانی او را متوجه می شود. دست نوشته در واقع همان داستانی است که خواننده و البته نویسنده در حال خواندن آن هستند. «آرش» به فکرش هم نمی رسد که شب تولدش به شبی هولناکی تبدیل شود. آرش و دوستش از خانه بیرون می زنند و سر از کوچه ای تاریک، ساکت و عجیب درمی آورند. حکایت های بدی درباره ی این کوچه بر سر زبان هاست، اما کنجکاوی آرش و دوستش باعث می شود آن ها از خانه ای متروک سر دربیاورند. در پی این اتفاق آن ها در دام خون آشام های شهر می افتند. در جلد دوم «ملاقات با خون آشام» خبرنگاری به نام اشکان اربابی به سراغ نویسنده می رود و روزنامه هایی را به او نشان می دهد که در آن ها از مفقود شدن مرموز آدم هایی خبر می دهد. چند روز بعد در روزنامه ای مصاحبه ای جعلی با او به چاپ می رسد که در آن نویسنده گفته همه جا را به دنبال خانه ی خون آشام ها گشته است. نویسنده که از آن روز احساس می کند کسانی به دنبالش هستند، شبی به چنگ دراکولا می افتد. دراکولا او را به خانه ای می برد که در آن جا اشکان با دو سوراخ روی گردنش، در حال تبدیل شدن به خون آشام است. خبرنگار که می داند، نمی تواند همراه نویسنده از آن جا جان به در ببرد، از او می خواهد یادداشت هایش را درباره ی زندگی خون آشام ها پیدا کند و آن ها را چاپ کند. سرانجام خبرنگار در دام خون آشام ها گرفتار می شود و در پی آن نیز نویسنده اسیر دراکولا می شود. سیامک گلشیری در جلد دوم نیز داستان را با تعلیق و غافلگیری پیش می برد و خواننده را در ترس های شخصیت ها شریک و همراه می کند. مثلا در بخش از داستان می خوانیم: «خانه درست همان طوری بود که دراکولا وصفش را در تهران، کوچه ی اشباح گفته بود. خیره شده بودم به درخت های بلند توی حیاط و پنجره های تاریک... یک دفعه متوجه جسم سردی شدم که روی شانه ام قرار گرفت... دراکولا آهسته گفت: «خیلی وقته که این جا دیگه خونه ی من هم هست. »«ملاقات با خون آشام» همانند جلد قبلی این مجموعه، مخاطب نوجوان را با شخصیت ها و ترس های آن ها همراه می کند و آن ها از خواندن این داستان لذت می برند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت