
وی
نیکلای گوگول
The Vurdulak's Family: A Russian Vampire Tale
آلکسی تالستوی داستان خانوادۀ ووردالاک را در سنین جوانی و هم زمان با داستان ملاقات در سیصد سال بعد، به زبان فرانسه نوشت. تالستوی این اثر کوچک را چندان جدی نمی گرفت؛ حتی به فکرش هم نرسید آن را به روسی ترجمه کند. در سال 1884، بولسلاو مارکویچ، ترجمۀ روسی این داستان را در نشریۀ قاصد روس منتشر ساخت. 22 سال بعد، در نوامبر 1906، نشریۀ قاصد اروپا که ادامه دهندۀ فعالیت قاصد روس بود، خلاصه ای از این داستان خارق العاده را به انتشار درآورد. ویژگی خانوادۀ ووردالاک این است که منحصرا به سلیقۀ ادبی یک دورۀ زمانی خاص تعلق دارد و اثرگذاری پروسپر مریمه نویسندۀ فرانسوی و به ویژه یکی از آثار او به نام گوزلای خون آشام در آن به خوبی احساس می شود. خانوادۀ ووردالاک نوشتۀ آلکسی کنستانتینوویچ تالستوی یکی دیگر از نخستین داستان های خون آشامی و یکی از اولین نمونه های آن در ادبیات روسی/فرانسوی است. خانوادۀ ووردالاک که ریشه در داستان های فولکلور اسلاوی دارد به سبب جایگاه کلاسیک و محبوبیتش بارها در روسیه و جاهای دیگر به فیلم درآمده است. داستان دربارۀ پدر پیر خانواده ای است که با چند نفر دیگر به دستگیری یک یاغی می رود. پدر به دو پسرش می گوید اگر پس از ده روز بازگشت بدانند که او به ووردالاک تبدیل شده و باید بی درنگ کشته شود
نکوداشت های این کتاب نیز بر آلکسی تالستوی، داستان خانوادۀ ووردالاک را در جوانی و هم زمان با داستان ملاقات در سیصد سال بعد به فرانسوی نوشت. تالستوی این اثر کوچک را چندان جدی نمی گرفت؛ حتی به فکرش هم نرسید آن را به روسی ترجمه کند. در سال 1884، بولسلاو مارکویچ ترجمة روسی این داستان را در نشریة قاصد روس منتشر ساخت. بیست ودو سال بعد، در نوامبر 1906، نشریة قاصد اروپا که تلاش قاصد روس را پی گرفت، خلاصه ای از این داستان خارق العاده را منتشر کرد. ویژگی این اثر آن است که منحصرا به سلیقة ادبی یک دورة زمانی خاص تعلق دارد و اثرگذاری پروسپر مریمه، نویسندة فرانسوی، و به ویژه یکی از آثار وی به نام گوزلای خون آشام در آن به خوبی احساس می شود. اما پس از آنکه مارکویچ این داستان را به روسی ترجمه کرد، دست¬نوشته های اصلی آن که به فرانسوی بود، گم شد. پس از تحقیقات زیاد، در نوامبر 1911، موفق شدم خانم بلنکو برادرزاده و وارث مارکویچ را پیدا کنم و به او نامه بدهم. در ابتدا، پاسخش منفی بود، اما چند هفته بعد، نامه ای از او به دستم رسید که با این کلمات آغاز می شد: «اشتباه از من بود، اشتباه بزرگی مرتکب شدم! نامه ها و دست نوشته های آلکسی تالستوی را پیدا کردم و برایتان می فرستم. » خوشحالم که در اینجا بار دیگر به دلیل این ازخودگذشتگی تمام وکمال به خانم بلنکو ادای احترام می کنم تاکید می کنند.
بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت