ادبیات معاصرادبیات واقع گرایانهادبیات ایران

بخت واژگون

Bakht-e vajgon

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۴۰
سال چاپ
۱۴۰۲

درباره کتاب

۲ دقیقه

اگر بگوییم خوب نیستیم، قدم اول را برای یافتن علاج حالمان برداشته ایم. این نه دست کم گرفتن خودمان است، نه خود تحقیری است و نه خود باختگی... نه که هیچ سرمایه ای نداریم و نه که امید بهبود نیست... اما کار روزگار بر ما سخت شده و در دنیای امروز هر آن بر پیچیدگی مشکلات افزوده می شود. باید همت گماشت، باید از هر گوشه ای آغاز کرد و دردی را دوا نمود... عیبی ندارد و درست تر هم آن است که از دست گذاشتن روی دردها شروع کنیم که به قول حکیم دوران ها جناب جلال الدین محمد بلخی:هر کجا دردی دوا آنجا رودهر کجا فقری نوا آنجا رودبخت واژگون حکایت داشته ها و ثروت هایی است که می توانسته و می تواند توشه راه و سرمایه ی پیشرفت ما باشد،اما به درستی از آن بهره گرفته نشده و یا غفلت از کاربست صحیح آن نتایجی واژگونه در پی داشته است..... نام کتاب استعاره ای است وام گرفته شده از جناب حافظ شیرین سخن:این قصه ی عجب شنو تو که از بخت واژگون ما را بکشت یار به انفاس عیسوی.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه