
من اینجا بودم
گیل فورمن
Olympias
کتاب «اولمپیاس: مادر اسکندر مقدونی» اثری به قلم الیزابت کارنی است که به بررسی زندگی یکی از بانفوذترین، شگفت انگیزترین و پربحث ترین زنان تاریخ یونان باستان می پردازد. اولمپیاس، شاهزاده اپیروس، دختر نئوپتولموس یکم پادشاه مولوسیا، همسر چهارم فیلیپ دوم مقدونی و مادر اسکندر کبیر، شخصیتی است که نقشی بی بدیل و پیشگامانه در معادلات سیاسی عصر خود ایفا کرد. این کتاب که تلاشی برای ارائه تصویری واقع گرایانه از این شخصیت تاریخی است، به خواننده نشان می دهد که به چه نحوی یک زن توانست در دنیای به شدت مردسالار باستان، مرزهای قدرت را جابه جا کند. در متون تاریخی به جای مانده از دوران باستان، روایت های مربوط به اولمپیاس همواره با هاله ای از افسانه ها و قضاوت های جهت دار آمیخته بوده است. به عنوان مثال، پلوتارک او را از معتقدان به فرقه مارپرستان در مراسم آیینی دیونوسوس معرفی کرده و داستان های عجیبی درباره همبستری او با مارها نقل می کند. همچنین افسانه هایی پیرامون تولد اسکندر وجود دارد؛ از جمله خواب اولمپیاس درباره اصابت صاعقه ای آتشین به رحمش، یا خواب فیلیپ مبنی بر قرار دادن مهری با نشان شیر بر رحم همسرش که آریستاندر آن را به تولد پسری با سرشت جسور و شیرمانند تعبیر کرد. الیزابت کارنی در این کتاب معتقد است نویسندگان رومی و یونانی به دلیل عدم پذیرش زنان فعال در عرصه سیاست، همواره تصاویری بی رحمانه و غیرمنصفانه از او ترسیم کرده اند. نویسنده با عبور از این مسایل، قصد دارد دلایل واقعی اقدامات اولمپیاس را در بستر فرهنگی و تاریخی خودش بررسی کند. مسیر زندگی سیاسی اولمپیاس پرفراز و نشیب بود. در دوران حکومت همسرش فیلیپ، زندگی و جایگاه او تا حد زیادی در سایه و همراه با ابهام قرار داشت، اما با آغاز پادشاهی پسرش اسکندر، او به یک وزنه سیاسی قدرتمند در سراسر شبه جزیره یونان بدل شد. برخلاف بسیاری از زنان سلطنتی که پس از ازدواج با حاکمان بیگانه هرگز زادگاه خود را نمی دیدند، اولمپیاس به میهن خود بازگشت، سال ها در آنجا زندگی کرد و از حمایت های سیاسی و نظامی خاندانش بهره مند شد. با این حال، مهم ترین و پرچالش ترین دوران زندگی او پس از مرگ ناگهانی اسکندر در سال ۳۲۳ پیش از میلاد رقم خورد. مرگ اسکندر، امپراتوری پهناور او را در یک بحران سیاسی عمیق فرو برد و سردارانش را برای بیش از چهل سال وارد جنگ های خونین جانشینی کرد. در این دوران پرآشوب، اولمپیاس که پیش از آن قدرت خود را از جایگاه همسر و پسرش می گرفت، مجبور شد به تنهایی و کاملا مستقل عمل کند. هدف اصلی او در این کارزار پرخشونت، حفظ جان نوه اش، اسکندر چهارم، و تضمین تداوم سلسله آرگیاد بود. او با شخصیتی قاطع، سلطه ناپذیر، حسابگر، به شدت وفادار به دوستان و بی رحم در برابر دشمنان، موفق شد ارتش مقدونیه را برای مدتی به خود وفادار نگه دارد و حدود هفت سال در دل طوفان دعواهای جانشینی دوام بیاورد. او نخستین زنی بود که به چنین سطحی از عاملیت سیاسی در یونان دست یافت. سرانجام، با وجود تمام سرسختی ها، نیروهای او در جریان یک رویارویی نظامی از ارتش رقیب شکست خوردند و اولمپیاس به همراه نوه اش دستگیر و به قتل رسید. با این وجود، مرگ او پایانی عجیب و سزاوار زندگی پرماجرای زنی بود که تسلیم شرایط نشد و نام خود را در تاریخ جاودانه ساخت.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت