
در جستجوی معنای زندگی
خسرو ناقد
Lost in which world?
«گم گشته در کدام جهان؟؛ سیمای پیدا و پنهان فرانتس کافکا» کتابی دربارهٔ کافکاست که از همان شکل ساخته شدنش می توان زاویهٔ نگاه خسرو ناقد را شناخت. او زندگی نامه ای خطی از تولد تا مرگ نمی نویسد و نمی کوشد با یک نظریهٔ روان شناختی، اجتماعی یا فلسفی قفل تمام آثار کافکا را باز کند. کتاب از مجموعه ای جستار مرتبط شکل گرفته که میان نامه ها، دفترهای روزانه، تجربه های شخصی، شرایط تاریخی و داستان ها و رمان های کافکا رفت وآمد می کنند. حاصل کار بیش از آنکه «زندگی کافکا» به معنای متعارف باشد، کوششی است برای نزدیک شدن به منطقه ای که در آن زندگی و ادبیات دیگر به آسانی از یکدیگر جدا نمی شوند. ناقد بیش از هر چیز به کافکایی علاقه دارد که نوشتن برایش فعالیتی در کنار سایر فعالیت های زندگی نیست. کار در موسسهٔ بیمهٔ سوانح کارگری، مناسبات دشوار خانوادگی، رابطه با پدر، دوستی ها و رابطه های عاطفی و حتی تنهایی و بیماری، در این کتاب در نسبت با نیرویی خوانده می شوند که مدام کافکا را به نوشتن بازمی گرداند. نامه ها و یادداشت های روزانه از این جهت اهمیت پیدا می کنند: آن ها صرفا اطلاعات زندگی نامه ای فراهم نمی کنند، بلکه نشان می دهند چگونه تجربه ای روزمره، ترسی شخصی یا موقعیتی تاریخی می تواند وارد دستگاه تخیل کافکا شود و در آن صورتی کاملا دیگر پیدا کند. حرکت کتاب میان همین دو سطح است. ناقد به آثاری چون «مسخ»، «محاکمه»، «قصر»، «گم شده»، «در اردوگاه محکومان» و شماری دیگر از داستان های کافکا نزدیک می شود، اما هم زمان نگاهش را از زمینهٔ پیدایش آن ها برنمی دارد. نمونهٔ روشن این شیوه، توجه او به تجربهٔ کافکا در سال های جنگ جهانی اول است. ناقد پیش تر نیز دربارهٔ نسبت کافکا با جنگ پژوهش کرده بود و در اینجا همان حساسیت تاریخی را در تصویری گسترده تر از نویسنده دنبال می کند: فاصلهٔ عجیب میان فاجعه های بیرونی و زندگی خصوصی، میان ماشین های واقعی قدرت و ماشین های کابوس وار داستان، و میان تاریخ و تخیلی که هرگز به گزارش مستقیم تاریخ تبدیل نمی شود. در بخش دیگری از این تصویر، فلیسه باوئر، ملنا یسنسکا و دورا دیامانت حضور دارند. امتیاز کتاب این است که این زنان را فقط به صورت نام هایی در حاشیهٔ زندگینامهٔ یک نویسندهٔ بزرگ نگه نمی دارد. رابطه های کافکا با آنان در فهم انزوای او، میل و هراسش از زندگی مشترک و کشمکش همیشگی میان نوشتن و زندگی اهمیت پیدا می کنند. پراگ، خانواده، شغل و فضای فکری اروپای آغاز قرن بیستم نیز به همین ترتیب وارد متن می شوند؛ نه برای ساختن پس زمینه ای تزئینی، بلکه برای توضیح اینکه این ادبیات از خلأ پدید نیامده است. بااین حال، «گم گشته در کدام جهان؟» در بهترین لحظه هایش درست زمانی عمل می کند که از تبدیل زندگی کافکا به کلید رمز آثارش خودداری می کند. ناقد بر ویژگی بنیادی جهان کافکایی تأکید دارد: رخداد نامعقول با چنان دقت و خونسردی روایت می شود که خواننده خیلی زود قواعد نامعقول همان جهان را می پذیرد. در چنین ادبیاتی تعبیر جامعه شناختی، دینی یا روان شناختی ممکن است بخشی از متن را روشن کند، اما هیچ کدام تمامی آن را تصاحب نمی کند. شخصیت کافکایی نیز دقیقا به همین دلیل دوام آورده است؛ یوزف ک. یا گرگور زامزا فقط حامل یک معنای از پیش تعیین شده نیستند. روش کتاب البته تنشی حل ناشدنی در خود دارد. هرچه اطلاعات بیشتری از نامه ها و دفترهای شخصی کافکا در اختیار مفسر قرار گیرد، وسوسهٔ یافتن منشأ هر تصویر ادبی در واقعه ای از زندگی نویسنده بیشتر می شود. ناقد اغلب از این ساده سازی فاصله می گیرد، اما خواننده باید این مرز را همواره در نظر داشته باشد: اثر ادبی پس از ساخته شدن از زندگی نویسنده استقلال پیدا می کند و نمی توان «محاکمه» یا «قصر» را به مجموعه ای از اضطراب های شخصی کافکا فروکاست. ارزش کتاب نیز تا حد زیادی در همین رفت وآمد محتاطانه میان سند و تفسیر است، نه در ارائهٔ یک پاسخ نهایی دربارهٔ «راز کافکا». عنوان «گم گشته در کدام جهان؟» در پایان بیش از آنکه پرسشی فقط دربارهٔ شخص فرانتس کافکا باشد، به وضعیت شخصیت های او و حتی خواننده بازمی گردد. آدمی وارد اتاق، اداره، دادگاه یا قصری می شود که ظاهرا باید قواعدی داشته باشد، اما هرچه بیشتر برای فهمیدن آن تلاش می کند، قواعد دورتر می شوند. شاید راز ماندگاری کافکا نیز همین باشد: جهانش هر اندازه غریب است، لحظه ای فرا می رسد که دیگر کاملا غریب به نظر نمی رسد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت