داستان ماجراییداستان فانتزیادبیات آمریکا+۳ مورد

گمشدگان-جلد هشتم

Redeemed

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۱۱
سال چاپ
۱۳۹۹
نخستین انتشار
۲٬۰۱۵

درباره کتاب

۵ دقیقه

«رستگاری» نوشته مارگرت پترسون هدیکس، هشتمین و آخرین جلد از مجموعه «گمشدگان» است؛ مجموعه ای که با ربوده شدن کودکان مشهور از تاریخ آغاز شد و به تدریج پرسش هایی گسترده تر درباره هویت، مسئولیت و امکان مداخله در گذشته مطرح کرد. این کتاب که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، باید خطوط داستانی هفت جلد پیشین را به نقطه ای مشترک برساند و پیامدهای انباشته دستکاری های زمانی را روشن کند. هدیکس در این ایستگاه پایانی، دیگر بر یک معمای تاریخی مشخص تمرکز ندارد، بلکه خود تاریخ را به میدان اصلی نبرد تبدیل می کند. زمان حال در آستانه فروپاشی قرار گرفته و شخصیت ها باید با نتایج تصمیم هایی روبه رو شوند که در دوره ها و مأموریت های گوناگون گرفته شده اند. داستان در شرایطی آغاز می شود که اقدامات سکند، دشمن اصلی مجموعه، انسجام خطوط زمانی را به شدت مختل کرده است. او تاریخ را نه میراثی مشترک، بلکه ماده ای قابل تغییر می بیند که می توان آن را مطابق میل، قدرت و منفعت شخصی بازنویسی کرد. پیامد این نگرش، نابودی تدریجی همان جهانی است که شخصیت ها می شناسند. جونا و کاترین، برخلاف مأموریت های پیشین، دیگر آزادی و توان کافی برای مداخله مستقیم ندارند. همین محدودیت سبب می شود جردن، برادر دوقلوی جونا، جایگاهی محوری پیدا کند و مسئولیت نجات زمان را همراه با دیگر بازماندگان بر عهده بگیرد. این جابه جایی در مرکز عاملیت، یکی از انتخاب های مهم هدیکس است. جونا در بیشتر مجموعه شخصیتی بود که خواننده بحران های تاریخی را از نگاه او تجربه می کرد، اما اکنون کنار رفتن نسبی او، قطعیت نقش قهرمان را از بین می برد. جردن ناچار است بدون برخورداری از تجربه کامل برادرش تصمیم بگیرد، خطر کند و با هویتی مواجه شود که تا پیش از این زیر سایه جونا قرار داشت. چنین تغییری، مفهوم قهرمانی را از امتیاز یک فرد خارج می کند و آن را به مسئولیتی انتقال پذیر بدل می سازد. اگر زمان متعلق به همه است، حفظ آن نیز نمی تواند تنها وظیفه یک نجات دهنده باشد. ساختار «رستگاری» بر همگرایی بحران هایی بنا شده که در جلدهای گذشته شکل گرفته اند. ضرب آهنگ داستان سریع و اضطراری است و شخصیت ها فرصتی طولانی برای بررسی انتخاب های خود ندارند. هر تصمیم می تواند بخشی از گذشته را ترمیم کند یا شکافی تازه در آینده بسازد. تعلیق نیز دیگر از ابهام یک رویداد تاریخی سرچشمه نمی گیرد؛ خطر اصلی، محو شدن خانواده ها، خاطرات و حتی خود شخصیت هاست. هدیکس از این تهدید برای پیوند دادن امر کیهانی با تجربه ای انسانی استفاده می کند: فروپاشی زمان فقط نابودی یک ساختار انتزاعی نیست، بلکه از دست رفتن تمام روابطی است که به زندگی معنا می دهند. در لایه تفسیری، عنوان «رستگاری» به امکان بازگشت از خطا اشاره دارد، نه پاک شدن ساده گذشته. رستگاری در این رمان با پذیرش مسئولیت همراه است. شخصیت ها نمی توانند وانمود کنند آسیب های پیشین رخ نداده اند؛ آن ها باید نتایج آن آسیب ها را بشناسند، هزینه ترمیمشان را بپردازند و از میل به کنترل کامل تاریخ فاصله بگیرند. تقابل با سکند از همین منظر، نبرد میان خیر و شر به معنای ساده آن نیست، بلکه رویارویی دو برداشت از زمان است: یکی تاریخ را ملک شخصی و قابل تصرف می داند و دیگری آن را شبکه ای مشترک از زندگی ها، فقدان ها و انتخاب ها می بیند. کتاب همچنین میان پذیرش تاریخ و تسلیم شدن در برابر آن تمایز می گذارد. احترام به یکپارچگی گذشته به این معنا نیست که رنج قربانیان نادیده گرفته شود یا هر حادثه ای ضروری و عادلانه تصور گردد. مسئله این است که نجات گزینشی افراد، اگر با خودخواهی و بی اعتنایی به پیامدها انجام شود، ممکن است زندگی بی شمار انسان دیگر را نابود کند. عاملیت اخلاقی از نظر هدیکس، توانایی انجام هر کاری نیست؛ توانایی تشخیص مرزی است که در آن میل شخصی باید جای خود را به مسئولیت جمعی بدهد. فداکاری شخصیت ها نیز نشانه بلوغ آن هاست. کودکانی که زمانی فقط می خواستند هویت واقعی خود را بشناسند، اکنون باید برای حفظ جهانی تصمیم بگیرند که همیشه با آنان منصف نبوده است. «رستگاری» پایان مجموعه را به بازگشت ساده نظم فرو نمی کاهد؛ زخم های سفر باقی می مانند و شناخت گذشته، شخصیت ها را برای همیشه تغییر می دهد. زمان پس از آخرین نبرد دوباره حرکت می کند، اما دیگر رودخانه ای بی خطر نیست. هر تیک ساعت، صدای کسانی را در خود نگه می دارد که آموختند برای نجات فردا، نمی توان دیروز را به میل خود خاموش کرد.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه