ادبیات معاصردهه 2010 میلادیادبیات ایران

گفتمش آن مثنوی تاخیر شد

Goftamash-An-Masnavi-Takhir-Shod

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۹۴
سال چاپ
۱۴۰۰
نخستین انتشار
۲٬۰۱۴

درباره کتاب

۲ دقیقه

«گفتمش آن مثنوی تاخیر شد»، عنوان دفتر شعری است از همایون کاتوزیان. اگرچه کاتوزیان کمتر به عنوان شاعر شناخته شده، اما از او پیش تر هم دفتر شعر دیگری با نام «خشت خام» منتشر شده بود. دفتر شعر جدید کاتوزیان هم شامل شعرهای سپید و نیمایی است هم شعرهایی در قالب های کلاسیک شعر فارسی مثل غزل. کاتوزیان در یادداشت ابتدای کتاب با عنوان «یاد باد از نجد و از یاران نجد»، نقبی به خاطراتش درباره شعر و شاعری زده و تاکید کرده که شعرسرودنش هیچ گاه به قصد شاعرشدن نبوده، اگرچه از کودکی به این کار پرداخته: «از هشت سالگی شعر گفته ام. و نخستین قطعه ای را که گفتم خوب به یاد دارم. در سال ١٣٢٩ مبارزه برای ملی کردن نفت سخت بالا گرفته بود و مصدق در مجلس شانزدهم رهبری اقلیت را که عضو جبهه ملی بودند در دست داشت و از جمله یاران نزدیک به او دکتر علی شایگان و مهندس کاظم حسیبی بودند (که این دومی هنوز نماینده مجلس نشده بود). قطعه ای که من گفتم تحت تاثیر آن جو سیاسی-اجتماعی بود... به هرحال بعدها آنچه را که تا ١٨سالگی سروده بودم شستم و بر باد دادم، چنان که تقریبا حتی یک بیت از آن را-سوای آن شاهکار کودکی- به خاطر ندارم. اما در اواسط سال ٣٩ که هنوز ١٨سالم نشده بود به محفل خلیل ملکی راه یافتم و با آدم های عزیزی آشنا شدم و از میان روشنفکران جوان آن ها به ویژه با منوچهر صفا، ضیاء صدقی، هرمز همایون پور، داریوش آشوری و سیروس طاهباز باب دوستی و نقل و گفت وگو را باز کردم... »

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه