
ما سه نفر هستیم
داوود غفارزادگان
Crows also die
این داستان کوتاه گفت و شنود پدر و پسری است که با هم به کوه پیمایی رفته اند. پدر قهرمان بازنشسته ی کشتی است و پسر خردسال این را نیک دریافته که پدر غمی پنهانی دارد و همواره چیزی او را می آزارد، اما او هیچ گاه راز درونش را برای کسی برملا نکرده است. به گفته ی خود وی او مثل کبک می خرامید، مانند طاووس پر می آراست و مثل عقاب شکار می کرد. پدر در گفت وگو با پسرش می گوید که او کلاغ ها را دوست دارد، چون نه کسی را گول می زنند و نه به دام کسی می افتند. پدر از این که جوانان آینده دار را به میان جمعیت و به تشک می کشاند و با خفت برزمینشان می کوبید، دچار عذاب وجدان شده بود.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت