ادبیات داستانیادبیات معاصردهه 2010 میلادی+۱ مورد

چشم خفاش

Eye of the bat

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۰۸
سال چاپ
۱۳۹۲
نخستین انتشار
۲٬۰۱۳

درباره کتاب

۲ دقیقه

ماجرای «چشم خفاش» از یک دکل آغاز می شود. دکلی در عمق لشکر عراق در دوران دفاع مقدس که دیده بانی دشمن از روی آن تلفات زیادی را بر زرمندگان ایرانی تحمیل کرده است. یکی از رزمندگان ایرانی با نام مرتضی اصرار دارد که طرحی برای انهدام دکل دارد که قابل اجراست. او در نهایت و به همراه دو رزمنده با نام های عباس و مجتبی برای انهدام دکل دل و تن به ماموریتی می دهد که دشوارتر از چیزی است که تاکنون حتی خود او می اندیشیده است و در نتیجه اجرای آن نیز ماجراهای زیادی را ایجاد می کند که حاصل آن در ادامه، داستان را با خود به پیش می برد. در بخشی از کتاب می خوانیم: مجروحین، خونین و خاک آلود، بر روی خاک، کنار هم ردیف شده اند و هر کدام عکس العملی در قبال جراحت خود دارند؛ بعضی ناله می کنند، بعضی ائمه را صدا می زنند و برخی زیر لب ذکر می گویند. حاجی، عباس و مجتبی در کنار هم ایستاده اند. دست ها را سایه بان چشم کرده اند و به سویی خیره شده اند. حاجی کمی مسن تر از عباس و مجتبی است، با ریش و موی کم وبیش جوگندمی و صورتی نورانی اما مصیبت چشیده و سختی دیده. پیداست که نسبت به دو نفر دیگر تفوق دارد. عباس و مجتبی هر دو جوانند امّا کارکشته و جنگ دیده. هر سه بی قرارند و التهاب و انتظار در نگاه هایشان موج می زند. سمت نگاه این سه نفر، آمبولانس از دور نقطه ای است که آرام آرام هویت می یابد و در میان گرد و غبار رخ می نماید.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه