داستان ماجراییداستان فانتزیادبیات آمریکا+۳ مورد

پایان افسانه های گریم

A Tale Dark & Grimm

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۳۵۲
سال چاپ
۱۴۰۰
نخستین انتشار
۲٬۰۱۰

درباره کتاب

۵ دقیقه

کتاب «افسانه های گریم ترسناک می شوند» نوشته ی آدام گیدویتز، بازگشتی جسورانه به ریشه های خشن، هراس آلود و در عین حال شوخ طبع افسانه های برادران گریم است. این اثر که نخستین بار در سال ۲۰۱۰ با تصویرگری هیو دندرید منتشر شد، جلد اول سه گانه ای است که بعدها با «در شیشه ای گریم وار» و «پایان گریم» ادامه یافت. گیدویتز در این کتاب به سراغ هانسل و گرتل می رود، اما نه برای بازگویی ساده ی قصه ی آشنای خانه ی شیرینی و جادوگر. او این دو کودک را از مرز روایت اولیه شان عبور می دهد و به دل مجموعه ای از حکایت های تاریک تر می فرستد؛ جایی که هر داستان تازه، دری به سوی آزمونی سهمگین تر و شناختی دشوارتر از جهان می گشاید. در آغاز، هانسل و گرتل با واقعیتی روبه رو می شوند که بسیاری از افسانه های ملایم شده ی امروزی از گفتن آن پرهیز می کنند: والدین همیشه پناهگاه مطلق نیستند و خانواده، همیشه شکل ساده و بی خطر عشق را ندارد. این دو کودک خانه را ترک می کنند، زیرا می خواهند خانواده ای بهتر، امن تر و قابل اعتمادتر بیابند. اما مسیرشان به جای آسایش، آنان را وارد زنجیره ای از قصه های هولناک می کند؛ قصه هایی که در آنها رد «یوهانس وفادار»، «هفت کلاغ»، «برادر و خواهر»، «داماد راهزن» و «شیطان با سه موی طلایی» دیده می شود. گیدویتز از این روایت های پراکنده، سفری واحد می سازد که در آن هانسل و گرتل نه صرفا قربانیان کودکانه ی خطر، بلکه جست وجوگرانی کوچک در قلمرو ترس، خیانت، مرگ و بلوغ اند. ویژگی برجسته ی کتاب، بی پروایی آن در نمایش خشونت است. سرهای بریده، خون، مرگ، آدم خواری و تهدیدهای جسمانی در متن پنهان نمی شوند. گیدویتز افسانه ها را ضدعفونی نمی کند تا برای ذائقه ی کودکانه ی مدرن بی خطر شوند؛ او تاریکی کهن آنها را دوباره به رسمیت می شناسد. با این حال، خشونت کتاب صرفا برای شوک آفرینی نیست. نویسنده می داند که قصه های قدیمی، ترس های عمیق کودکان را به شکل تصویرهایی قابل دیدن درمی آورند. ترک شدن، تنهایی، والدین خطرناک، مرگ و گم شدن در جهانی بی رحم، همه در قالب افسانه قابل لمس می شوند؛ و همین روایت پذیر شدن، بخشی از قدرت درمانگر و تربیتی قصه است. راوی کتاب نقشی تعیین کننده در مهار این تاریکی دارد. او پیوسته وارد متن می شود، با خواننده حرف می زند، هشدار می دهد، شوخی می کند و گاهی پیش از صحنه ای خونین پیشنهاد می کند کودکان کوچک تر از اتاق بیرون بروند. این حضور مستقیم، فاصله ای طنزآمیز میان وحشت و خواننده ایجاد می کند. راوی نه می خواهد ترس را انکار کند و نه آن را کاملا بی واسطه بر مخاطب فرود آورد. او با لحنی گستاخ، بازیگوش و آگاه به خشونت افسانه ها، خواننده را همراهی می کند تا تاریکی قصه هم هولناک بماند و هم قابل تحمل. طنز کتاب از همین جا زاده می شود: از اعتراف صریح به اینکه افسانه ها هرگز آن قدر بی آزار نبوده اند که بعدها وانمود شده است. زیر لایه ی خون، شوخی و ماجراجویی، داستانی جدی درباره ی رشد اخلاقی کودکان قرار دارد. هانسل و گرتل در ابتدا جهان را ساده می بینند: والد خوب باید همیشه محافظ باشد، خانواده ی خوب نباید برنجاند، و شر باید چهره ای کاملا قابل شناسایی داشته باشد. اما سفر آنان این مرزبندی ها را پیچیده می کند. آنها می آموزند که اعتماد، بخشش و مسئولیت مفاهیمی آسان و کودکانه نیستند. گاهی انسان هایی که دوستشان داریم خطا می کنند، گاهی عشق با ضعف و ترس آمیخته است، و گاهی کودکان باید زودتر از آنچه سزاوارشان است، معنای انتخاب و پیامد را بفهمند. به همین سبب، کتاب فقط مجموعه ای از حادثه های ترسناک نیست؛ روایتی درباره ی عبور از ساده دلی به آگاهی است. تصویرگری سیاه وسفید هیو دندرید نیز با جهان اثر هماهنگی دارد. تصاویر او حال وهوایی افسانه ای، اندکی گروتسک و تیره دارند و به متن کمک می کنند تا میان ترس، طنز و خیال تعادل برقرار کند. این تصویرها نه تزئین ساده ی داستان، بلکه بخشی از فضای روایی آن اند؛ گویی سایه هایی هستند که از دل نسخه های کهن تر افسانه ها بر صفحه افتاده اند. «افسانه های گریم ترسناک می شوند» ارزش خود را از همین وفاداری به تاریکی به دست می آورد. گیدویتز نشان می دهد افسانه ی کودکانه الزاما به معنای جهان آرام، پایان آسان و اخلاقیات بی دردسر نیست. افسانه ها از آغاز با جنگل، خون، گم شدن و بازگشت ساخته شده اند؛ با کودکانی که از خانه بیرون می روند تا بفهمند خانه چیست. هانسل و گرتل در این کتاب به دنبال والدین کامل راه می افتند، اما آنچه می یابند حقیقت دشوارتری است: هیچ خوشبختی پایداری بدون شناخت ترس، خطا، بخشش و مسئولیت به دست نمی آید. گیدویتز به افسانه ها برق تازه ای نمی زند؛ غبار شیرین کاری را از چهره شان پاک می کند تا سیمای کهنشان دوباره دیده شود. در پایان این راه تار

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه