
روزی مردی برخاست زندگی نامه داستانی آیت الله طالقانی
محمدرضا محمدی پاشاک
Don't let them take me, Sharo
کتاب «نگذار ببرندم، شارو» نوشته زارا امیدی روایتی است تکان دهنده از درد و بقا. شارو، نقاشی از کردستان و بازمانده ی فاجعه ی نسل کشی کردهای کردستان عراق، شخصیت محوری این رمان است. رمان بر دو خط روایی استوار است: نخست روایت خاطراتی همچون چگونگی دستگیری ها، گورهای دسته جمعی و وقایعی که برای عشقش و خانواده خویش افتاده؛ روایتی که همچون مرثیه ای بر تاریخ معاصر جاری می شود. خط دوم، سرگذشت دختری است که سال ها پیش در همان نسل کشی از مادر جدا شده و به مردی عرب فروخته شده؛ او اکنون در تابلوهای شارو ردی از هویت گمشده ی خود را می جوید و در میان رنگ ها و خطوط، به جست وجوی خویشتن برمی خیزد. این کتاب درهم تنیدگی روایت فردی و جمعی، عشق و اندوه، هنر و شهادت تاریخی را در هم می آمیزد؛ کتابی که نه تنها داستان یک انسان، بلکه فریاد یک ملت است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت