ادبیات آمریکاادبیات معاصرادبیات واقع گرایانه+۱ مورد

نقاشی انتزاعی و علم مغز

Reductionism in Art and Brain Science

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۲۵۶
سال چاپ
۱۴۰۳
نخستین انتشار
۲٬۰۱۶

درباره کتاب

۴ دقیقه

کتاب «نقاشی انتزاعی و علم مغز» نوشته ی اریک آر. کندل که در سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا منتشر شد، تلاشی بلندپروازانه و میان رشته ای برای نزدیک کردن دو قلمرو ظاهرا دور از هم است: علوم اعصاب و هنر مدرن. کندل، عصب پژوه برجسته و برنده ی جایزه نوبل، در این کتاب نشان می دهد که علم و هنر نه دو فرهنگ بی ارتباط، بلکه دو شیوه ی هم خانواده برای فهم پیچیدگی جهان و تجربه انسانی اند؛ شیوه هایی که هر دو به شکلی بنیادین بر مفهوم «تقلیل گرایی» تکیه دارند. نقطه ی عزیمت کتاب، نقد این تصور رایج است که علم و علوم انسانی در دو مسیر جداگانه حرکت می کنند. کندل استدلال می کند که تقلیل گرایی، برخلاف برداشت های منفی رایج، نه ساده سازی خام بلکه روشی شناختی برای آشکارکردن ساختارهای عمیق پدیده هاست. در علوم مغز، این رویکرد به معنای مطالعه ی اجزای ساده تر سیستم عصبی برای فهم فرایندهایی پیچیده مانند حافظه، ادراک و یادگیری است. در هنر نیز تقلیل گرایی خود را در حذف عناصر روایی و بازنمایانه نشان می دهد تا مولفه های بنیادین تجربه بصری-رنگ، خط، نور، فضا و ریتم-در مرکز توجه قرار گیرند. کندل با نگاهی تاریخی، مسیر این گرایش را در هنر مدرن دنبال می کند؛ از نقاشانی چون ترنر و مونه که واقعیت را به دریافت های نوری و حسی فروکاستند، تا کاندینسکی و موندریان که به انتزاع کامل رسیدند، و در نهایت هنرمندان اکسپرسیونیسم انتزاعی مانند پولاک و روتکو که تجربه ی عاطفی و بدنی بیننده را مستقیما هدف قرار دادند. به باور کندل، این تحول هنری با روش علمی هم ریشه است: هر دو می کوشند با حذف اضافات، به هسته ی ادراک و معنا دست یابند. بخش مهمی از کتاب به بررسی این می پردازد که مغز انسان چگونه آثار هنری را پردازش می کند. کندل با اتکا به پژوهش های علوم اعصاب، تفاوت میان پردازش «از پایین به بالا» (حسی) و «از بالا به پایین» (تفسیری) را توضیح می دهد و نشان می دهد چرا آثار انتزاعی، با وجود فقدان بازنمایی مستقیم، می توانند واکنش هایی عمیق و ماندگار در ذهن بیننده ایجاد کنند. از این منظر، معنا نه صرفا در خود اثر، بلکه در تعامل میان ساختار بصری آن و دستگاه ادراکی مخاطب شکل می گیرد. هنر، در این خوانش، تجربه ای هم زمان زیباشناختی و زیستی است. از نظر تحلیلی، یکی از مهم ترین دستاوردهای کتاب بازتعریف مفهوم تقلیل گرایی است. کندل نشان می دهد که تقلیل گرایی الزاما به معنای تقلیل معنا نیست، بلکه می تواند ابزاری برای دسترسی به لایه هایی از تجربه باشد که در نگاه های کل گرایانه پنهان می مانند. این رویکرد هم در دفاع نظری از هنر مدرن اهمیت دارد و هم در فهم عمیق تر سازوکارهای خلاقیت و ادراک انسانی. در جمع بندی، «نقاشی انتزاعی و علم مغز» کتابی روشنگر و تأمل برانگیز است که گفت وگویی جدی و ثمربخش میان علم و هنر برقرار می کند. کندل با زبانی روشن، مستند و میان رشته ای نشان می دهد که فهم ذهن، ادراک و خلاقیت انسانی بدون توجه هم زمان به سازوکارهای عصبی و بیان های هنری ممکن نیست. این اثر برای خوانندگانی که به علوم شناختی، فلسفه ذهن، تاریخ هنر و مرزهای میان دانش و تجربه علاقه مندند، کتابی ارزشمند و ماندگار به شمار می آید.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه