ادبیات داستانیادبیات معاصردهه 2010 میلادی+۱ مورد

نفس عمیق

Deep breath

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۹۲
سال چاپ
۱۴۰۰
نخستین انتشار
۲٬۰۱۴

درباره کتاب

۱ دقیقه

انتشارات آموت منتشر کرد: اول بهار بود و جایی بودم که پیش تر ندیده بودمش. می گفت بهشت است. همه جا سبز بود و گندم زاری جوان و نابالغ و سبز هم بود. میان شان رفتم و دستم را می کشیدم به سرشان و تیزی سوزنک هاشان قلقلکم می داد. لباس نازک گلدار تنم بود که به نسیم تکان می خورد. موقع رفتن سرم را بلند کردم دیدم جوانی همسن خودم در یک قدمی ام ایستاده. دهانش کمی باز بود و با حیرت داشت نگاهم می کرد. بار اول بود او را می دیدم، اما انگار سال ها بود که می شناختمش یک قدم آمدم جلو و دستم را گرفت و گذاشت روی صورتش. صورتش داغ بود. گفتم، جوری گفتم که انگار سال هاست می شناسمش، پرسیدم: «تب داری؟» گفت: «تب تو را دارم!»باران گرفت روی لباس نازکم.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه