
میوه ها طعم تکراری دارند
احمدرضا احمدی
mafhoome hekmat
از ابتدای آغاز به تحصیل تا بزرگسالی با نام هایی در تاریخ و فرهنگ ایران مواجه می شویم که حکیم خوانده می شوند. نام هایی چون فردوسی، فارابی، خوارزمی، بیرونی و... همواره با پیشوند حکیم به ما شناسانده شده اند و این پرسش هماره وجود داشته که چرا ایشان دانشمند، استاد یا عالم خوانده نمی شوند و به آنها حکیم گفته می شود؟ این پرسش یکی از مبناهای آغازین کتاب «مفهوم حکمت در تصوف و عرفان اسلامی» نوشته ی «پروانه عروج نیا»ست. معنای حکمت و چرایی اطلاق حکیم در فرهنگ ایرانی – اسلامی و تفاوت های بنیادین آن با معنای حکمت در غرب و شرق، یکی از مهم ترین مباحثی ست که در این کتاب مطرح و بررسی می شود. روشن است که خردورزی و نیک اندیشی در هم نشینی با گفتار و کردار نیکو، اسلوب مفهومی ست که به آن حکمت ایرانی می گویند و حکیم ابتدای به ساکن باید این مهم را در خود داشته باشد تا بتوان حکمت را به او نسبت داد. کتاب «مفهوم حکمت در تصوف و عرفان اسلامی» که پژوهشی تاریخی نیز هست، مفهوم حکمت در فرهنگ ایران را در نسبت هایش با فلسفه و دین در طول تاریخ کهنش به بحث می گذارد و سعی می کند به کندوکاو در جنبه های گونهگون آن در طول تاریخش از سده های پیش از اسلام تا قرون متاخرتر بپردازد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت