
خیابان مارگوتا، شماره ی 110
مهدی سحابی
The meaning of the Tower of Babel
معنای برج بابل سرشار از تناقض هاست و نخستین تناقضش همین فرمی است که برای روایتش برگزیده؛ شبکه ای درهم تنیده از قصه ها که در قالب داستانی بلند روایت می شوند. قهرمانانش نیز؛ پدری که پدر بودن را می شناسد اما خسته تر از این حرف هاست و منجی ای که قرار است سوار پر سیمرغ به نجات و انتقام بیاید اما کارهای مهم تری دارد. اگر به یک معنا، قرار قصه بر آن است که زبان گویای زمانه اش باشد، معنای برج بابل آینه ای است درخشان که پس و پشت های روزگارش را نیز می نمایاند. فرو ریختن برج بابل چیزی بود که اتفاق می افتاد، مثل همه گیری بیماری ریوی که پیش بینی اش کرده بودند. وقتی سلطان شهر، چون سلطان است و دارندهٔ شهر، ترسو می شود، و وقتی ترسو می شود احمق می شود، و وقتی احمق بشود ممکن است خودش به دست خودش، خودش را نابود کند و کسی احمق تر از او به جایش بنشــیند و دستــور به ساختن بـرج بابـل دهد. وقتـی بـرج ساختـه شـود بالاخره یـک روز فرو خواهد ریخت.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت