
بیست سال با طنز
رویا صدر
Metaphysics
چگونه می توان از متافیزیک سخن گفت، بی آنکه گرفتار بی معنایی شد؟ این پرسش بنیادینی است که لودویگ ویتگنشتاین، یکی از اثرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم، در سراسر آثارش با آن درگیر بود. کتاب «متافیزیک از منظر ویتگنشتاین» نوشته ی امیررضا جوادی، تلاشی است نظام مند و دقیق برای پیگیری این مواجهه، آن هم از دل دو دورهٔ فکری متمایز اما پیوسته: ویتگنشتاین متقدم و ویتگنشتاین متأخر. جوادی در این اثر، چشم اندازی تحلیلی از نسبت ویتگنشتاین با متافیزیک ارائه می دهد. او نه تنها به شکاف میان دو دورهٔ فکری ویتگنشتاین توجه دارد، بلکه به خوبی نشان می دهد که چگونه دغدغه ی «معنا» در زبان، کل مواجهه ی ویتگنشتاین با متافیزیک را سامان می دهد. کتاب در سه فصل تدوین شده است: از ترسیم مبانی فکری ویتگنشتاین و تاریخ اندیشهٔ متافیزیکی، تا تحلیل دقیق نگرش او به مسائل متافیزیکی، و در نهایت جمع بندی دیدگاه ها. در نگاه نویسنده، آنچه ویتگنشتاین را از متافیزیک جدا می کند، نه بی اعتقادی به مسائل آن، بلکه وفاداری او به معیارهای معنابخشی زبان است. برای ویتگنشتاین، بسیاری از پرسش های متافیزیکی نه پاسخ ناپذیر، که نادرست طرح شده اند؛ پرسش هایی که با سوء فهم زبان و کارکرد آن برمی خیزند. جوادی با دقتی فلسفی و نثری روشن، نشان می دهد که چگونه فیلسوف اتریشی، از «رسالهٔ منطقی فلسفی» تا «پژوهش های فلسفی»، کوشیده مرزهای سخن معنادار را با دقت ترسیم کند، و از این رهگذر، متافیزیک را از درون زبان نقد کند، نه از بیرون. «متافیزیک از منظر ویتگنشتاین» نه فقط گزارشی از دیدگاه های یک فیلسوف، بلکه تمرینی است در فهم فلسفی زبان، معنا، و حدود اندیشه. برای خواننده ی ایرانی علاقه مند به فلسفهٔ تحلیلی، این اثر فرصتی است کم نظیر برای تأمل در یکی از بنیادی ترین گره گاه های فلسفه: اینکه چه می توان گفت و چرا باید خاموش ماند؟.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت