ادبیات ایران

لکنت

Loknat

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۷۹
سال چاپ
۱۴۰۱

درباره کتاب

۱ دقیقه

لکنت گاهی غم در لبی است که می خنداند گاهی درد در دستی است برای نوشتن که قلم شده است گاهی آزادی در کاردی است که به استخوان پرنده رسیده است من تفاوت آفتاب و زغالم سجع خونین کبک و کباب و کباب کبک کاسه ی آبی که به زور به گوسفند می خورانند قبل قتل سطربه سطر موسیقی ظریف پنهانی لابه لای کلمات دستور ساطور و دست بزمم در سرآغاز لکنتی دسته جمعی؛ بزم رزم من مردی ساده آمیخته به کلمه هایی ساده تر مردی سوخته ام که به آفتاب آویخته گاهی دستم نمی رود به آفتاب گاهی پایم نمی رود به محراب گاهی دستم قلم شده برای نوشتن گاهی که پایم را از آرزو بریده اند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه