
هذیان
محمدهاشم اکبریانی
die strangely
به پدر که می رسم، شگفت زده، قبل از هر کلمه ای می پرسم: «مگه شما نمردین بابا؟»می خندد و می گوید: «خودت در یکی از داستان های کوتاهت نوشتی مرده ها هم اگه حرفی برای گفتن داشته باشن، به این دنیا می آن. خب من هم حتما حرفی برای گفتن دارم. » به پدر که می رسم، شگفت زده، قبل از هر کلمه ای می پرسم: «مگه شما نمردین بابا؟»می خندد و می گوید: «خودت در یکی از داستان های کوتاهت نوشتی مرده ها هم اگه حرفی برای گفتن داشته باشن، به این دنیا می آن. خب من هم حتما حرفی برای گفتن دارم. »
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت