ادبیات داستانیداستان کمدی (طنز)ادبیات چک+۱ مورد

طنزآوران جهان نمایش 25

Drama Collections

۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۶۸
سال چاپ
۱۴۰۱

درباره کتاب

۴ دقیقه

جلد بیست وپنجم «طنزآوران جهان نمایش» با ترجمهٔ داریوش مودبیان دو کمدی سیاسی از دو نمایشنامه نویس برجستهٔ چک را کنار هم قرار می دهد: «جنگ در طبقه سوم» نوشتهٔ پاول کوهوت و «گاردن پارتی» نوشتهٔ واتسلاف هاول. بنابراین، برخلاف بعضی ثبت های کتاب شناختی که فقط نام هاول را برای این جلد آورده اند، «جنگ در طبقه سوم» اثر پاول کوهوت است. وجه مشترک دو نمایش نیز روشن است: هر دو می پرسند دستگاه قدرت چگونه بدون آنکه همیشه به خشونت آشکار متوسل شود، فرد را وارد منطق خود می کند؛ یکی از راه تهدید و دیگری از راه زبان، سازگاری و پیشرفت اداری. کوهوت «جنگ در طبقه سوم» را در سال ۱۹۷۰، دو سال پس از ورود نیروهای پیمان ورشو به چکسلواکی، نوشت. موقعیت نمایش ابتدا چنان نامعقول است که به شوخی شباهت دارد. زندگی عادی زوجی در آپارتمانشان با ورود افرادی ناشناس به هم می ریزد و صاحبخانه درمی یابد قرار است خانه اش به میدان یک «جنگ خصوصی» تبدیل شود. مقام ها، مأموران و نظامیان یکی پس از دیگری ظاهر می شوند و با زبان کاملا رسمی دربارهٔ وضعیتی حرف می زنند که برای شهروند عادی آشکارا دیوانه وار است. هرچه شخصیت اصلی به عقل سلیم متوسل می شود، ماشین قدرت پاسخ آماده تری برای او دارد. طنز کوهوت از همین تضاد میان نامعقول بودن اتفاق و نظم ظاهری اجرای آن ساخته می شود. قدرت لازم نیست ثابت کند تصمیمش معقول است؛ کافی است مجموعه ای از مقررات، مقام ها و واژگان رسمی ایجاد کند که فرد را وادارند موقعیت تحمیل شده را به عنوان واقعیت بپذیرد. خانه، که باید خصوصی ترین فضای انسان باشد، دیگر حریم امنی نیست. آنچه ابتدا مزاحمتی اداری به نظر می رسد، آرام آرام نشان می دهد قدرت می تواند مرز خصوصی و عمومی را هر زمان که بخواهد جابه جا کند. «گاردن پارتی» هاول، نخستین نمایشنامهٔ بلند او که در ۱۹۶۳ روی صحنه رفت، از مسیر ظریف تری به همین مسئله می رسد. هوگو پلودک، جوانی که خانواده اش نگران آیندهٔ او هستند، برای پیدا کردن موقعیتی مناسب راهی مهمانی اداره ای دولتی می شود. او خیلی زود کشف می کند که موفقیت در این جهان به داشتن اندیشه ای مشخص نیاز ندارد؛ مهم تر آن است که بتوان زبان دستگاه را آموخت. عبارت های اداری، شعارها و جمله های کلیشه ای مانند مهره های شطرنج عمل می کنند و هوگو استعداد عجیبی در استفاده از آن ها نشان می دهد. اینجا زبان دیگر وسیلهٔ بیان فکر نیست؛ جای فکر را می گیرد. شخصیت ها چنان در عبارت های رسمی حل شده اند که تشخیص اینکه واقعا چه می اندیشند دشوار می شود. هوگو نیز هرچه در نظام اداری موفق تر می شود، بیشتر شکل همان زبانی را به خود می گیرد که برای پیشرفت آموخته است. هاول از بوروکراسی صرفا به دلیل ناکارآمدی اش انتقاد نمی کند؛ مسئلهٔ عمیق تر این است که انسان می تواند برای سازگارشدن با یک نظام، کم کم توان سخن گفتن با صدای خودش را از دست بدهد. قرارگرفتن این دو نمایشنامه در یک جلد، دو صورت متفاوت فرمانبرداری را آشکار می کند. کوهوت فردی را نشان می دهد که قدرت به خانه اش هجوم می آورد؛ هاول کسی را که خودش قدم به قدم وارد سازوکار قدرت می شود و قواعدش را می آموزد. اولی بیشتر بر اجبار تکیه دارد و دومی بر سازگاری. قوت هر دو در این است که سیاست را از سطح شعار پایین می آورند و آن را به تجربه ای روزمره، خنده دار و درعین حال نگران کننده تبدیل می کنند. شاید خطرناک ترین شکل قدرت نیز همان باشد که دیگر لازم نیست کسی ما را وادار به اطاعت کند؛ کافی است زبانش را آن قدر خوب یاد گرفته باشیم که خودمان بدانیم در هر موقعیت چه باید بگوییم.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه