
مبشران و یک نمایشنامه دیگر
اسلاومیر مروژک
Selected Plays
جلد هفدهم «طنزآوران جهان نمایش» سه نمایشنامه از اسلاومیر مروژک را با ترجمهٔ داریوش مودبیان گرد آورده است: «مهاجران»، «روباه فیلسوف» و «سفارتخانه». این سه اثر از دوره های مختلف کار مروژک در دهه های ۱۹۷۰ و آغاز ۱۹۸۰ می آیند و در ظاهر تفاوت بسیاری دارند: یکی گفت وگوی دو مهاجر در زیرزمینی تنگ است، دیگری حکایتی تمثیلی با روباه و اسقف، و سومی نمایشنامه ای سیاسی دربارهٔ سفیری که ناگهان موجودیت کشورش زیر سوال می رود. آنچه آن ها را به هم پیوند می دهد مسئله ای آشنا در جهان مروژک است: انسان تا چه اندازه آزاد است وقتی زبان، قدرت، نیاز و حتی تصویرش از خودش پیشاپیش محدودهٔ انتخاب او را ساخته اند؟ «مهاجران» در ۱۹۷۴ منتشر شد، «روباه فیلسوف» در ۱۹۷۷ و «سفارتخانه» نخستین بار در ۱۹۸۱ روی صحنه رفت. «مهاجران» فشرده ترین و شاید شناخته شده ترین اثر این مجموعه است. دو مرد که فقط با حروف AA و XX شناخته می شوند، شب سال نو را در زیرزمین ساختمانی در کشوری بیگانه می گذرانند. یکی روشنفکری سیاسی است که از وطن گریخته و دیگری کارگری مهاجر که رویای جمع کردن پول و بازگشت نزد خانواده را دارد. در ابتدا تفاوت آن ها روشن به نظر می رسد: یکی آزادی را در قلمرو اندیشه جست وجو می کند و دیگری در پول و امنیت مادی. اما گفت وگوی طولانی شان آرام آرام نشان می دهد که هر دو برای تحمل وضعیت خود داستانی ساخته اند و هیچ کدام آن قدر که تصور می کند آزاد نیست. مروژک از فضای بسته و دو شخصیت ناشناس برای تبدیل مسئلهٔ مهاجرت به بحثی دربارهٔ بی خانمانی، طبقه و خودفریبی استفاده می کند. «روباه فیلسوف» مسیر کاملا متفاوتی دارد. روباهی که پیش تر می توانست شخصیت یک حکایت حیوانات باشد، اینجا در برابر اسقفی خاموش قرار می گیرد و دربارهٔ عقل، تقدس و معنای زندگی حرف می زند. طنز از تضاد میان پرگویی روباه و سکوت طرف مقابل ساخته می شود. روباه می خواهد برتری عقل و فلسفه را ثابت کند، اما هرچه بیشتر حرف می زند، اطمینانش به پاسخ هایی که دارد شکننده تر می شود. مروژک با تبدیل شخصیت حیوانی به فیلسوف، سنت قصهٔ تمثیلی را به سوی پرسش هایی متافیزیکی می برد؛ پرسش هایی که پاسخ روشنشان عمدا به تعویق می افتد. «سفارتخانه» سیاسی ترین متن این جلد است. سفیری در پایتخت یک ابرقدرت زندگی می کند، اما کشوری که نمایندگی آن را بر عهده دارد عملا از نقشه حذف شده است. ورود پناهنده ای که تقاضای حمایت می کند، تناقض را به بحران تبدیل می کند: سفارتخانه باید از چه دولتی نمایندگی کند و «وظیفه» وقتی مرجع مشروعیتش از میان رفته چه معنایی دارد؟ مروژک از موقعیتی به ظاهر نامعقول برای بررسی اطاعت، مسئولیت فردی و ماشین قدرت استفاده می کند. فضای نمایش عمدا حالت محاصره دارد؛ شخصیت ها نه فقط از نظر سیاسی، بلکه از نظر اخلاقی و وجودی نیز در دام افتاده اند. قوت این مجموعه در نشان دادن دامنهٔ طنز مروژک است. او می تواند از دو مرد در زیرزمین، سه شخصیت تمثیلی یا دستگاه دیپلماسی جهانی به مسئله ای مشابه برسد، بدون آنکه سه نمایشنامه شبیه یکدیگر شوند. محدودیت آثار نیز در همان چیزی است که طنزشان را موثر می کند: شخصیت ها گاه بیش از آنکه زندگی روان شناختی مفصلی داشته باشند، حامل موقعیت ها و تناقض های فکری اند. اما نزد مروژک این انتزاع بخشی از طراحی نمایش است؛ آدم ها باید آن قدر از جزئیات زندگی روزمره فاصله بگیرند که سازوکار قدرت و خودفریبی در آن ها آشکار شود. در جهان مروژک، آزادی معمولا زمانی مسئله می شود که شخصیت مطمئن است آزاد است. زیرزمین، لباس روحانی یا ساختمان سفارت فقط شکل های متفاوت یک سوال اند: اگر دیوار زندان را نبینیم، از کجا بفهمیم بیرون آن ایستاده ایم؟
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت