
راز داوینچی
دن براون
Breaking Stalin's Nose
ساشا زایچیک از شش سالگی، قوانین «پیش قراولان جوان شوروی» را آموخته است: «یک پیش قراول جوان، زندگی خود را وقف رفیق استالین، حزب کمونیست و ایدئولوژی کمونیسم می کند؛ او، رفیقی قابل اتکاست و همیشه مطابق با وجدان عمل می کند و حق این را دارد که از کمبودها و کاستی ها انتقاد کند. » اما حالا که بالاخره زمان پیوستن به پیش قراولان جوان و روزی که ساشا مدت ها انتظارش را کشیده، فرا رسیده است، همه چیز نادرست و مبهم به نظر می رسد. ساشا با گلوله ای برفی، عینک هم کلاسی اش را می شکند و به شکلی تصادفی، مجسمه ی نیم تنه ی استالین را در راهروی مدرسه خرد می کند. بدتر از همه ی این ها، پدرش که بهترین کمونیستی است که ساشا می شناسد، درست شب گذشته دستگیر می شود. این رمان تکان دهنده از یوجین یلچین درباره ی جهان در حال فروپاشی پسری 10ساله، داستانی استادانه در عین سادگی و با پیامی بزرگ است.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند نشان افتخار نیوبری سال 2012 اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر نیم نگاهی به بی ثباتی زندگی در حکومتی تمامیت خواه (توتالیتر)، این کتاب، درس های ارزشمندی درباره ی دیکتاتوری، سرخوردگی از واقعیت و انتخاب های شخصی ارائه می کند و کتابی خوش ساخت و سرراست تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت