
گلن گری گلن راس
دیوید مامت
Six Degrees of Separation
نمایشنامه ی «شش حلقه جدایی» اثر جان گوئر یکی از مهم ترین متون تئاتر معاصر آمریکا در اواخر قرن بیستم به شمار می آید. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۹۰ روی صحنه رفت و سه سال بعد با اقتباسی سینمایی به کارگردانی فرد شپیسی به مخاطبان گسترده تری معرفی شد. گوئر این نمایشنامه ی دو پرده ای را در قالب کمدی-درام اجتماعی نوشته است، اما پشت طنز ظاهری آن، نقدی تند و چندلایه از طبقه، هویت، نژاد، و توهم ارتباط انسانی در زندگی شهری مدرن نهفته است. عنوان نمایشنامه برگرفته از نظریه ی «شش حلقه جدایی» است؛ این ایده که هر انسان با حداکثر شش پیوند اجتماعی به هر انسان دیگر در جهان متصل است. گوئر از این مفهوم نه به عنوان یک فرضیه ی ساده، بلکه به مثابه استعاره ای برای نزدیکی های دروغین و فاصله های واقعی بهره می برد. داستان از ماجرایی الهام گرفته که ریشه در واقعیت دارد: ورود یک جوان کلاهبردار به محافل نخبگان نیویورکی با اتکا به هوش، زبان و اجرای هویتی جعلی. در مرکز نمایشنامه، پاول قرار دارد؛ جوانی سیاه پوست، کاریزماتیک و بسیار باهوش که با ادعای فرزند بودن سیدنی پوآتیه و دانشجوی دانشگاه هاروارد، خود را به زندگی فلان و اویسا کیتریج، زوج ثروتمند و روشنفکر نیویورکی، وارد می کند. پاول با تسلطی چشمگیر بر زبان فرهنگ نخبه، ارجاعات هنری، موسیقی و فلسفه، میزبانان خود را مجذوب می کند و برای مدتی کوتاه این توهم را می آفریند که مرزهای طبقاتی، نژادی و اجتماعی قابل عبورند. اما آنچه «شش حلقه جدایی» را از یک داستان ساده درباره فریب متمایز می کند، تمرکز آن بر واکنش میزبانان و محیط اجتماعی اطراف پاول است. گوئر به جای محکوم کردن اخلاقی شخصیت اصلی، توجه را به شکاف هایی معطوف می کند که حضور او آشکار می سازد: شکنندگی مرزهای تعلق، نمایشی بودن فرهیختگی، و نیاز پنهان طبقه ی مرفه به احساس معنا و پیوند. کیتریج ها و دوستانشان خود را لیبرال، جهان وطنی و پذیرا می دانند، اما مواجهه با پاول نشان می دهد که این گشودگی تا چه اندازه مشروط، کنترل شده و وابسته به قواعد نانوشته ی قدرت است. از نظر مفهومی، نمایشنامه هویت را به عنوان اجرا بررسی می کند. پاول زنده می ماند چون می داند چگونه صحبت کند، چه ارجاعاتی بدهد و چه نقشی را بازی کند. در این معنا، طبقه ی اجتماعی خود به نوعی تئاتر بدل می شود؛ مجموعه ای از ژست ها، سلیقه ها و زبان هایی که آموختنی اند. در عین حال، نمایشنامه مسئله ی ارتباط را در جهانی بیش از حد متصل به پرسش می کشد: با وجود شبکه های اجتماعی، گفت وگوها و تماس های بی پایان، فهم واقعی و همدلی عمیق همچنان نایاب است. از حیث سبکی، «شش حلقه جدایی» با دیالوگ های دقیق، ریتم تند و ساختاری اپیزودیک پیش می رود؛ ساختاری که خود یادآور شبکه های اجتماعی است، جایی که روایت ها دهان به دهان می چرخند، تغییر می کنند و معنا می سازند. طنز هوشمندانه ی گوئر در کنار اضطراب وجودی پنهان در متن، اثری خلق می کند که هم سرگرم کننده است و هم عمیقا ناآرام کننده. در نهایت، «شش حلقه جدایی» نه فقط تصویری از نیویورک دهه ی پایانی قرن بیستم، بلکه نقدی ماندگار از خودانگاره ی لیبرال، سلسله مراتب اجتماعی و داستان هایی است که انسان ها برای احساس نزدیکی به یکدیگر می سازند. پرسش مرکزی نمایشنامه همچنان طنین انداز است: ما واقعا تا چه حد به هم نزدیکیم، و وقتی این نزدیکی تنها یک توهم باشد، چه چیزی فرو می ریزد؟
در معرفی این اثر به نکاتی مانند نامزد جایزه پولیتزر سال 1991 و برنده جایزه ی نمایشنامه ی حلقه ی منتقدین نیویورک سال 1991 اشاره شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت