ادبیات فرانسهدهه 1960 میلادیادبیات نمایشی

شاه می میرد

Exit the King

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۰۹
سال چاپ
۱۴۰۱
نخستین انتشار
۱٬۹۶۲

درباره کتاب

۱ دقیقه

شاه: دست هامان هم درد می کنند. یعنی داره شروع می شه؟ نه. اگه همیشگی نبود پس چرا ما به دنیا آمدیم؟ لعنت به والدینمان. چه مسخره، چه مضحک! پنج دقیق پیش به دنیا آمدیم، سه دقیقه پیش ازدواج کردیم. مارگریت: دویست هشتاد و سه سال می شه. شاه: دو دقیقه و نیم پیش بود به تخت سلطنت نشستیم. مارگریت: دویست و هفتاد و هفت سال و سه ماه می شه. شاه: فرصت نکردیم بگیم اوف! فرصت نکردیم بفهمیم زندگی یعنی چی. مارگریت: (به دکتر) برای این کار هیچ سعی نکردند. ماری: مثل یه پیاده روی خیلی کوتاه بود تو یه خیابون پردار و درخت، مثل قولی که عمل نشه، لبخندی که نشکفته پژمرده بشه. مارگریت: (به دکتر، در ادامه) با اینکه بزرگ ترین دانشمندها دم دستشون بود، فقها، آدم های دنیا دیده، اون همه کتاب که لاش رو باز نکردند. شاه: وقت نداشتیم. مارگریت: تو که می گفتی تمام وقت های عالم مال توست. شاه: وقت نداشتیم، وقت نداشتیم، وقت نداشتیم.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه