ادبیات هند

سیذارتا چنین زیست بود

Gautama Buddha

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۶۸
سال چاپ
۱۳۹۸

درباره کتاب

۴ دقیقه

«سیذارتا: چنین زیست بودا» با ترجمه و بازسرایی مهدی جواهریان و پیام یزدانجو، زندگی سیذارتا گوتاما را در نقطه ای روایت می کند که تاریخ و اسطوره دیگر به آسانی از یکدیگر جدا نمی شوند. بودا شخصیتی تاریخی است، اما زندگانی او طی قرن ها در سنت های مختلف بودایی با روایت های دینی، معجزات، تمثیل ها و خاطره های جمعی درآمیخته است. کتاب به جای پاک کردن این لایه ها و ساختن زندگی نامه ای ظاهرا «علمی»، رخدادهایی را بازمی نویسد که در روایت های گوناگون بارها تکرار شده اند و به بزنگاه های اصلی زندگی و شکل گیری تعالیم بودا تبدیل شده اند. از همین رو با زندگی نامه ای متعارف روبه رو نیستیم؛ کتاب بیشتر می پرسد یک سنت دینی چگونه زندگی بنیان گذار خود را به روایتی دربارهٔ رهایی انسان تبدیل می کند. سیذارتا در این روایت شاهزاده ای است که جهان امن پیرامونش نمی تواند برای همیشه واقعیت رنج را از او پنهان کند. مواجهه با پیری، بیماری و مرگ، مسئله ای را پیش روی او می گذارد که بعدها مرکز آیین بودایی خواهد شد: اگر رنج جزء جدایی ناپذیر زندگی است، آیا راهی برای رهایی از چرخه ای وجود دارد که میل، دلبستگی و ناپایداری آن را استمرار می بخشند؟ خروج سیذارتا از زندگی درباری در این معنا صرفا ترک خانه نیست؛ ترک نوعی پاسخ ناکافی به مسئلهٔ وجود است. اما ریاضت نیز پاسخ نهایی نیست. یکی از نقاط تعیین کنندهٔ روایت زندگی بودا همین شکست آگاهانهٔ دو افراط است: زندگی در لذت و زندگی در خودآزاری. آنچه بعدها «راه میانه» نامیده می شود از تجربهٔ همین ناکامی شکل می گیرد. بیداری بودا زیر درخت بودی نیز در روایت سنتی لحظه ای ناگهانی و منفصل از مسیر پیشین نیست؛ نتیجهٔ جست وجویی است که طی آن پرسش از رنج، علت آن و امکان پایان یافتنش به صورت آموزه ای منسجم درمی آید. مزیت «چنین زیست بودا» در این است که آموزه های بودایی را تا حد ممکن در متن زندگی قرار می دهد. مفاهیمی چون ناپایداری، میل، رنج، شفقت و رهایی در مقام تعریف های انتزاعی وارد نمی شوند؛ خواننده می بیند چرا چنین مفاهیمی در روایت زندگی سیذارتا ضرورت پیدا می کنند. از همین جهت این کتاب با «دهاماپادا: چنین گفت بودا»، اثر دیگری که جواهریان و یزدانجو به فارسی عرضه کرده اند، رابطه ای مکمل دارد. «دهاماپادا» بیشتر با گفتار و حکمت بودایی سروکار دارد؛ «سیذارتا» زمینهٔ روایی ای را فراهم می کند که بسیاری از این آموزه ها در آن معنای ملموس تری پیدا می کنند. زبان کتاب نیز آگاهانه به سادگی یک زندگی نامهٔ جدید باقی نمی ماند. در نمونه های متن، تولد بودا با نشانه های کیهانی، شگفتی های طبیعت و تصاویر قدسی همراه است. چنین صحنه هایی را نباید گزارش تاریخی به معنای جدید کلمه خواند. آنها متعلق به زبان اسطوره اند؛ زبانی که می خواهد اهمیت یک زندگی را با تغییر در خود جهان نشان دهد. وقتی طبیعت با تولد بودا دگرگون می شود، ادعای روایت این نیست که خواننده با گزارشی قابل آزمایش روبه روست؛ می خواهد بگوید از منظر جامعه ای که این داستان را حفظ کرده، این تولد آغاز تغییری در نظم معنوی جهان بوده است. همین ویژگی مرز کتاب را نیز تعیین می کند. کسی که به دنبال زندگی نامه ای دانشگاهی بر پایهٔ تاریخ گذاری متون بودایی، بررسی منابع پالی و سنسکریت و تفکیک دقیق داده های تاریخی از افزوده های متأخر است، باید به پژوهش های تخصصی تر رجوع کند. «سیذارتا» چنین ادعایی ندارد. ارزشش جای دیگری است: روایتی فشرده و خواندنی از آن چهره ای از بودا که خود سنت بودایی طی قرن ها ساخته، حفظ و بازگویی کرده است. و شاید برای فهم بودا همین دو سطح باید هم زمان دیده شوند. پشت افسانه ها انسانی تاریخی قرار دارد که دربارهٔ رنج و رهایی اندیشیده است؛ اما بدون افسانه ها نیز نمی توان فهمید چرا زندگی او برای میلیون ها انسان به الگویی از بیداری تبدیل شد. «سیذارتا: چنین زیست بودا» میان این دو می ایستد: میان انسانی که زیست و بودایی که نسل های بعد در روایت آن زندگی ساختند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه