
تدفین پارتی
لودمیلا اولیتسکایا
Sonechka
رمان کوتاه سونیچکا، دربارۀ زنی شیفتۀ کتاب است که ادبیات کلاسیک جهان تمام جنبه های دوران جوانی اش را احاطه کرده و با همذات پنداری با شخصیت های کتاب ها سپری شده، و سختی های موجود در اتحاد جماهیر شوروی پس از جنگ جهانی دوم را تجربه می کند. جذاب نبودن او به چشم مردان و همچنین مشکلات روزمرۀ زندگی باعث می شود زن به دنیای خیالی کتاب ها پناه ببرد؛ و روزها می گذرد تا اینکه روزی در کتاب فروشی با روشنفکری به نام رابرت ویکتورویچ آشنا می شود و این آشنایی زندگی جدیدی را برای او رقم می زند.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند برنده ی جایزه ی مدیسی سال ۱۹۹۵ و برنده ی جایزه ی آچربی سال ۱۹۹۸ اشاره شده است.
نکوداشت های این کتاب نیز بر جان بی تلاطم سونیچکا که در پیلۀ هزارلایۀ کتاب های خوانده شده پیچانده شده بود، با لالایی پرغریو و مه آلود اساطیر یونان، آواهای سکرآور و تند فلوت سده های میانه و اندوه مبهم و سبک سرانۀ ایپسن، ملالت های پرجزئیات بالزاک، موسیقی علوی دانته، آواز آژیرمانند آواهای نافذ ریلکه و نووالیس به خواب رفته بود و با ناامیدی اخلاق گرایانۀ نام آوران روس، که قلب آسمان را نشانه می رود، اغوا شده بود. جان آرام سونیچکا نتوانست لحظۀ بزرگ زندگی اش را دریابد. در آن هنگام تنها دغدغۀ ذهنی اش این بود که مبادا با تحویل دادن هر کتاب به خواننده در سالن مطالعه خطر بزرگی کرده باشد… تاکید می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت