
طعم گس زندگی
حمیدرضا منایی
Sarv-e Boland-e Goorab
داستان از زبان پسر بچه ای که اتفاقا پسر ارباب هم هست روایت می شود، او و حسینعلی با اصرارهای پی در پی حسینعلی تصمیم گرفتند که یکی از زاغ ها را که تازه به روستای آن ها آمده بردارند برای خودشان، آن هم طوری که کسی از این قضیه بویی نبرد. قصه در فضای روستا اتفاق می افتد، با حال و هوا، روابط، مناسبات و اتفاقات خاص زندگی روستایی در دورانی که مردم به دو دسته خان و رعیت تقسیم می شدند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت