
کافه کنار سد
کانر مک فرسن
Plays, Two
آدم ها با گذشته هایی که همواره در فاصله و نزدیک اند و شهر به شهر، خیابان به خیابان، قدم به قدم، لیوان به لیوان و نفس به نفس در پی شان می آیند، چه می کنند؟ آدم هایی که از یک گذشته، یک زندگی و یک تاریخ شکست گریخته اند و بازهم هرآن که سر برمی گردانند یا به پیرامون شان نظر می کنند، همۀ آن چه پشت سر گذاشته اند را در حال و آینده شان می بینند، آن قدر بخت یار هستند که بتوانند به هر جان کندنی، ویرانی های سالیان از پس سالیان را بالاخره و برای همیشه بگذارند و درگذرند؟ کانر مک فرسن در سرود دوبلین و نمایشنامه های دیگر، در مسیر سنت درام نویسی ایرلندی های معاصر، زندگی همین آدم ها را برابر ما گذاشته و نمایشنامه هایش را بر مبنای همین پرسش ها شکل و قوام داده است. مردم آثار مک فرسن، ناقهرمانان دورانی هستند که غرق در تباهی سعی داشته اند فرار کنند، درحالی که نمی دانند هربار که می گویی این آخرین بار است، گویی در نقطۀ آغاز همان اولین بار ایستاده ای، با این تفاوت که در گذر عمر تن و جان، مرگ ایستاده در می زند!
بخش های برگزیده اثر نیز دشواری بیان بی واسطه احساسات را برجسته می کنند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت