
قصه ی خرگوش زورگو
بئاتریکس پاتر
The Country of the Blind
این داستان درباره ی سرزمینی در دورافتاده ترین قسمت های سلسله جبال اکوادور است که هیچ ارتباطی با مردم سایر شهرها و روستاها ندارد. مردم این شهر از استبداد و حرص حاکمان اسپانیایی به این منطقه گریخته اند ولی سرنوشتی عجیب وغریب برایشان ترسیم شده است. آن ها باگذشت زمان، نابینا می شوند و هر بچه ی کوچکی که در این سرزمین به دنیا می آید کور است و توانایی دیدن ندارد. این منطقه ازنظر همه پنهان است تا اینکه روزی یک کوهنورد پس از گذر از دره ها و کوه های سخت و طاقت فرسا به این سرزمین می رسد. او مواجهه اش با مردم این شهر را این چنین شرح داده است: «آدم های دره چشمان عجیبی داشتند، و در حقیقت تمام دره به نظر عجیب می رسید. زمانی که بیشتر به اطراف توجه کرد، محیط به نظرش غریبه و نامأنوس آمد. »
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت