
قصه های شهر جنگی
مجموعه ی نویسندگان
white soldier
من ماشه را چکانده بودم و مسئول یکی از پهبادها بودم. فشردن دکمه آتش به راحتی شلیک یک کلت کمری توی باشگاه تیراندازی بود. یک تیر و تمام. یک موشک. دوباره کلید دوم و موشک دوم. موشک های اول را من زدم. موشک های پهباد دوم برای اطمینان بود. (برگرفته از متن ناشر) من ماشه را چکانده بودم و مسئول یکی از پهبادها بودم. فشردن دکمه آتش به راحتی شلیک یک کلت کمری توی باشگاه تیراندازی بود. یک تیر و تمام. یک موشک. دوباره کلید دوم و موشک دوم. موشک های اول را من زدم. موشک های پهباد دوم برای اطمینان بود. (برگرفته از متن ناشر)
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت