داستان ماجراییداستان معماییادبیات داستانی+۳ مورد

سایه ها در سپیده دم می رویند

Skuggorna växer i skymningen

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۸۱
سال چاپ
۱۴۰۰
نخستین انتشار
۱٬۹۹۱

درباره کتاب

۳ دقیقه

«سایه ها در سپیده دم می رویند» نوشته ی «هنینگ مانکل» رمانی برای مخاطبان نوجوان و جلد دوم از مجموعه داستان های «جوئل» است که داستان «جوئل گوستاوسون» پسری نوجوان را در دهه 1950 روایت می کند. این مجموعه شامل چهار کتاب است: «پلی به ستاره ها»، «پسری که روی تختی پر از برف خوابید» و «سفر به انتهای دنیا» سه جلد دیگر این مجموعه هستند. داستان های این مجموعه در شهری کوچک و دورافتاده در سوئدی اتفاق می افتند و هیچ شباهتی به آثار جنایی مانکل ندارند جز اینکه در حال و هوای سرد و تاریک سوئد می گذرند. جوئل پدری سخت گیر و بداخلاق دارد که بسیاری از کارهای خانه را بر دوش او انداخته است. ساموئل، پدرش، البته مردی دریانورد و سخت کوش است که تلاش می کند زندگی شرافتمندانه ای برای خود و پسرش بسازد. جوئل علاوه بر کارهای خانه باید به مدرسه برود و با فقدان مادرش هم کنار بیاید. چهار کتاب این مجموعه خواننده را با خود به دوره های مختلف زندگی جوئل می برند و دغدغه ها و نگرانی های او را به تصویر می کشند که با دشواری های بلوغ دست وپنجه نرم می کند. چیزی به 12سالگی جوئل نمانده و او فکر می کند هیچ چیز جدیدی در شهر کوچکش وجود ندارد؛ اما اشتباه می کند. یک روز معجزه اتفاق می افتد. درست همان موقعی که نزدیک است اتوبوس او را زیر بگیرد، او به شکل معجزه آسایی جان سالم به در می برد. 12ساله شدن برای او حادثه ای بزرگ است. حالا دیگر فقط سه سال به 15سالگی جوئل مانده است؛ سنی که در آن، او می تواند موتورسواری کند. جوئل با خودش می اندیشد که وقتی کسی 15 سالش باشد، از کسی که هنوز بچه است بزرگ تر است. این افکار در یک بعداز ظهر ماه سپتامبر ۱۹۵۷ از ذهن او می گذرد؛ یکشنبه است و او برای یافتن پاسخ هایش، راهی جنگلی بزرگ در نزدیکی محل زندگی اش می شود. او تصمیم می گیرد به شکل عمدی و دانسته در جنگل گم شود و ماجراهای عجیب او از همین جا آغاز می شوند. رشد و تغییر جوئل از نکات اصلی داستان است. او در این داستان، نه تنها با بحران های نوجوانی مواجه است، بلکه تلاش می کند معنای زندگی و جایگاه خودش را در جهان بیابد. در طول داستان، جوئل با مسائلی مانند مرگ، عشق، خیانت و امید روبه رو می شود که باعث می شوند او از دنیای کودکی فاصله بگیرد و حقایق تلخ و شیرین زندگی را بچشد. نویسنده بدون پیچیدگی و رمزوراز (چیزی که در آن استاد است) داستان را پیش می برد و خواننده را وارد دنیای سرد و رویایی خودش می کند؛ دنیایی که خواننده نوجوان دوست دارد بارها و بارها به آن بازگردد و دوباره زندگی با جوئل را تجربه کند. «سایه ها در سپیده دم می رویند» داستانی جذاب و خواندنی است که سفر درونی قهرمان داستان را برای عبور از کودکی به نوجوانی روایت می کند. نوجوانان با چالش های قهرمان داستان آشنا هستند و با او هم ذات پنداری می کنند و همراه می شوند.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه