
رضاشاه
صادق زیباکلام
The Life and Times of Azar Fakhr
آذر فخر زندگانی پرفرازونشیبی داشت؛ درآمیخته با شکست های صعب و پیروزی های بزرگ. زنی بود قوی، بااراده و عزتمند. شیفتۀ دانستن بود و گام برداشتن در راه هایی تازه. کار معلمی، کار در کانون اصلاح و تربیت، کار در بیمارستان سانترال (نقاهتگاه بیماران صعبالعلاج سرطانی) و پررنگتر از همه، کار در عرصۀ بازیگری تئاتر و تلویزیون، را همزمان در سطوح عالی تجربه کرد. فاجعه آنجایی رخ داد که در اوج پختگی، جلوه گری و مقبولیت در سپهر هنر، مجبور به ترک وطن شد و جداافتاده از یاران و غوغای تماشاگران، چهار دهه نگران در غربت نشست و با خیال دوباره ایستادن بر تارک صحنه، دیده از جهان فروبست. و حالا،این کتاب تقدیم نامه ای است به او، و به احترام او؛ پیشکش به تمامی زنانی که بر بلندای تاریخ پرتلاطم این خاک، رنج دیده و زخمی، ایستادند، درخشیدند و روشنایی تیرگی های جهان شدند. آذر فخر زندگانی پرفرازونشیبی داشت؛ درآمیخته با شکست های صعب و پیروزی های بزرگ. زنی بود قوی، بااراده و عزتمند. شیفتۀ دانستن بود و گام برداشتن در راه هایی تازه. کار معلمی، کار در کانون اصلاح و تربیت، کار در بیمارستان سانترال (نقاهتگاه بیماران صعبالعلاج سرطانی) و پررنگتر از همه، کار در عرصۀ بازیگری تئاتر و تلویزیون، را همزمان در سطوح عالی تجربه کرد. فاجعه آنجایی رخ داد که در اوج پختگی، جلوه گری و مقبولیت در سپهر هنر، مجبور به ترک وطن شد و جداافتاده از یاران و غوغای تماشاگران، چهار دهه نگران در غربت نشست و با خیال دوباره ایستادن بر تارک صحنه، دیده از جهان فروبست. و حالا، این کتاب تقدیم نامه ای است به او، و به احترام او؛ پیشکش به تمامی زنانی که بر بلندای تاریخ پرتلاطم این خاک، رنج دیده و زخمی، ایستادند، درخشیدند و روشنایی تیرگی های جهان شدند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت