
زندگی در کار
تامس مور
Poems 1962-2012
پرنده ای کنار پنجره می آید. خطاست فکر کنیم پرنده اند، بیشتر پیام آورند. / چرا که روزی به سکوت در می افتند بسا آرام می نشینند، / شکیبایی را به سخره می گیرند، سرهای خود را بالا می گیرند و نغمه سر می دهند: بانوی بینوا، بانوی بینوا، آواز شان خبر از چیزی دارد. / بعد / مثل ابری تیره به پرواز در می آیند / از سکوت تا بیشه زار زیتون. / اما کیست که چنین هستی بی وزنی فرستاده تا زندگی ام را داوری کند؟ / فکرهای عمیق اند و حافظه ام بلند؛ / از چه به چنین آزادی رشک می برم وقتی صاحب انسانیتم؟ / آن پرنده ها با آن قلب های کوچک صاحب بزرگترین آزادی اند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت