
گناه مضاعف
آگاتا کریستی
An Unsuitable Job for a Woman
رمان «زنانه نیست» نوشته ی پی. دی. جیمز، نخستین بار در سال ۱۹۷۲ منتشر شد و با معرفی کوردلیا گری، یکی از نخستین کارآگاهان زن در ادبیات جنایی معاصر، نه تنها ورود موفقی به ژانر داستان های کارآگاهی رقم زد، بلکه گامی موثر در مسیر گفتمان فمینیستی دهه ی ۱۹۷۰ برداشت. این اثر در قالب مجموعه ی کلاسیک های مدرن انتشارات فابر منتشر شده، هم به لحاظ سبک نوشتار و هم در سطح تماتیک، تلفیقی از نثر پرظرافت، تعلیق روان شناختی و نقدهای اجتماعی است که امضای شخصی نویسنده را به روشنی در خود دارد. قهرمان داستان، کوردلیا گری، زن جوان بیست ودوساله ای ست که پس از مرگ غیرمنتظره ی کارفرمایش، آژانس کارآگاهی پراید را به ارث می برد. نخستین پرونده ی او - بررسی مرگ مشکوک مارک کلندر، دانشجوی ممتاز دانشگاه کمبریج - او را وارد دنیایی از روابط پرتنش، رمزآلود و متأثر از تبعیض های طبقاتی و پدرسالاری می کند. در حالی که گزارش رسمی از مرگ مارک آن را خودکشی اعلام کرده، شهود، استقامت و دلسوزی حرفه ای کوردلیا باعث می شود لایه های پنهان زندگی شخصی مارک، روابط خانوادگی آشفته و انگیزه های مدفون اطرافیانش یکی یکی گشوده شود. پدر ثروتمند مارک، سر رونالد کلندر؛ دستیار وفادارش، الیزابت لیمینگ؛ و گروهی از دوستان دانشگاهی مارک، هرکدام تصویری از ساختارهای قدرت، وفاداری های مبهم، و رازهای دفن شده به دست می دهند. جیمز در این اثر، نگاهی نقادانه به نقش جنسیت در حرفه های مردسالارانه دارد؛ کوردلیا نه تنها با خطر و تنهایی کارآگاه بودن دست وپنجه نرم می کند، بلکه هم زمان با شک و تحقیر نظام مند نسبت به قابلیت های زنانه مواجه است. موضوعات دیگری چون اخلاق و وفاداری، مشروعیت و میراث، و همچنین اضطراب طبقاتی و موقعیت اجتماعی در تار و پود روایت تنیده شده اند. کوردلیا، شخصیتی ست که به مرور از بی تجربگی به استقلال و درک اخلاقی عمیق می رسد؛ مارک با وجود مرگش، حضوری ملموس در سراسر روایت دارد؛ و الیزابت لیمینگ، در تعارض میان عشق، وظیفه و پنهان کاری، به چهره ای پیچیده بدل می شود که تصمیمات پایانی را دگرگون می کند. سبک نوشتار جیمز، با نثر سوم شخص محدود و گاه نزدیک به ذهن راوی، ترکیبی از تحلیل روان شناختی، فضاسازی اجتماعی و تشریح دقیق منظره هاست. او مهارت بی نظیری در خلق فضای انگلستان دهه ی هفتاد، از خیابان های لندن تا راهروهای سرد کمبریج دارد و با جزئی نگری ریزبینانه، شکاف های ظریف میان ظاهر و واقعیت را برجسته می کند. جیمز نه فقط می پرسد چه کسی مرتکب قتل شده، بلکه با کاوش در انگیزه ها، ساختارهای اجتماعی ای را عیان می کند که وقوع خشونت را امکان پذیر ساخته اند. رمان به سرعت توجه منتقدان را جلب کرد و در سال ۱۹۷۴ نامزد جایزه ی ادگار برای بهترین رمان شد. منتقدان از جمله واشنگتن پست و آبزرور، از آن با عبارات «ترسناک» و «با مهارت» یاد کردند. اقتباس های تصویری متعددی از این اثر ساخته شد؛ از جمله فیلمی در ۱۹۸۲ با بازی پیپا گارد، و سریال موفق ITV در دهه ی ۹۰ با بازی هلن بکسندال، که همگی گواهی بر ماندگاری شخصیت کوردلیا و جذابیت داستان هستند. «زنانه نیست» نه تنها نقطه ی عطفی در کارنامه ی نویسنده بلکه در تاریخ داستان های جنایی انگلستان است؛ روایتی پرکشش، متفکرانه و اجتماعی که هم زمان از معمای قتل فراتر می رود و به مطالعه ای در باب فقدان، قدرت، اخلاق و شکل گیری هویت زنانه در دل نظام های فرسوده بدل می شود. این رمان، در هم نشینی با تعلیق، انسان گرایی و صدای جسورانه ی زنانه اش، هنوز هم اثری ضروری برای هر دوستدار ادبیات جنایی محسوب می شود.
در معرفی این اثر به نکاتی مانند نامزد جایزه ادگار سال 1974 اشاره شده است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت