ادبیات آمریکاادبیات نمایشی

روز ناشنوا

Deaf Day

امتیاز این کتاب—
۰می‌خواهند بخوانند۰درحال خواندن۰خوانده‌اند
امتیاز تو
—
تعداد صفحه
۱۶
سال چاپ
۱۳۹۳

درباره کتاب

۳ دقیقه

«روز ناشنوا» نمایشنامه ای کوتاه از لزلی آیوازیان است که نخستین بار در ایالات متحده و در جریان «ماراتن ۹۹» تئاتر استودیوی آنسامبل روی صحنه رفت؛ اثری تک پرده ای و فشرده که بعدها در گلچین های متعددی از نمایشنامه های کوتاه منتشر شد و به دلیل ظرفیت احساسی، سادگی صحنه و تمرکز انسانی روایت مورد توجه قرار گرفت. این نمایش با استفاده از حداقل عناصر-یک مادر، یک پسر ناشنوا و فضایی روزمره مانند پارک-دنیایی از تنش های نرم، امیدهای شکننده و سوالات اساسی درباره هویت، تفاوت و فشارهای اجتماعی را احضار می کند. داستان از جایی آغاز می شود که مادر تصمیم می گیرد پسرش را برای آن چه «روز تمرین» می نامد، از خانه امن بیرون بیاورد و تشویقش کند با کودکان دیگر تعامل کند. او با نیت خیرخواهانه تلاش می کند مرزهای محافظتی خانه را کمی عقب تر براند و راهی برای اجتماعی شدن پسر فراهم کند؛ راهی که می پندارد مسیر رشد، اعتمادبه نفس و پیوند با دنیایی است که بیشتر برای افراد شنوا طراحی شده است. این موقعیت ساده، به بستری غنی برای نمایش امیدهای مادر و کشمکش های درونی کودک تبدیل می شود. پسر میان نیاز به آرامش و امنیت سکوت از یک سو، و تمایل به مشارکت و حضور در جمع از سوی دیگر معلق می ماند؛ تنشی که آیوازیان با دقت و بدون اغراق به تصویر می کشد تا نشان دهد رشد همیشه خطی نیست و هر مواجهه ای با جهان بیرونی لزوما به معنای رهایی یا پیروزی نیست. در لایه های زیرین، نمایشنامه پرسشی عمیق تر را پیش می کشد: «عادی بودن» دقیقا چیست و چه کسی تعیین می کند که کودکی ناشنوا برای رسیدن به این معیار باید از چه مسیرهایی عبور کند؟ آیوازیان با قرار دادن نیت خیر مادر در برابر حساسیت ها و هویت مستقل کودک، نشان می دهد که نیت خوب همیشه فهم عمیق به همراه نمی آورد؛ و گاهی برای کمک کردن باید سکوت کرد، گوش سپرد و اجازه داد دیگری ریتم زندگی خود را حفظ کند. نمایش از خلال همین لحظات کوچک-مکث ها، تردیدها، امیدواری مادر، مقاومت پسر-مسئله ی تعامل میان دو جهان متفاوت را می کاود: جهان شنواها که اغلب معیارهای هنجاری را تعیین می کند و جهان افراد ناشنوا که نه خلأ، بلکه فرهنگی مستقل و تجربه ای یگانه دارد. قدرت این اثر در خویشتن داری احساسی آن است. آیوازیان بدون اتکا به ملودرام، صحنه را چنان می چیند که مخاطب با نگرانی های مادر و شکنندگی روحی کودک هم زمان احساس نزدیکی و فاصله کند. ساختار تک پرده ای نمایش، فوریتی لطیف ایجاد می کند و تجربه را مانند لحظه ای گذرا اما تعیین کننده جلوه می دهد. همین فشردگی است که اجازه می دهد پرسش هایی درباره استقلال کودکی که جامعه از او انطباق می طلبد، در ذهن مخاطب رسوب کند. در نهایت، «روز ناشنوا» بیش از آن که روایتی درباره معلولیت باشد، بیانیه ای درباره هویت، احترام به تفاوت و ضرورت شنیدن صدای کسانی است که اغلب ناخواسته به حاشیه رانده می شوند. این نمایش مخاطب را دعوت می کند که از ورای خیرخواهی ظاهری، پیچیدگی تجربه انسان ناشنوا را ببیند و دریابد که تعلق و کرامت همیشه از مسیرهای هنجاری یا پیش بینی پذیر حاصل نمی شود.

در حال بارگذاری مطالب مرتبط
در حال بارگذاری نقل‌قول‌ها و یادداشت‌ها
در حال بارگذاری کتاب‌های مشابه