
آخر زمان
میشل مفه زولی
J'ai terriblement envie de vivre
نامه های چخوف،از نظر ادبی و درون مایۀ طنزآمیزشان نسبت به دیگر نامه نگاری های نویسندگان جهان از بدعت خاصی برخوردارند. کرمر و ژورسکو در این اثر از میان دریای مکاتبات چخوف، مهمترین آن ها را برگزیده اند. خواننده به واسطۀ این کتاب نه تنها با زندگی نه چندان بلند نویسنده و آن چه او زیسته همراه می شود،بلکه به درک این که چطور آن ها را در آثارش به تصویر کشیده کشیده است،دست می یابد؛گویی فرصت ارزشمندی یافته که در کنار چخوف برروی تراس در ملیخوو بنشیند و به او که از همه چیز سخن می گوید،گوش بسپارد: از مردم،از دهقانانی که مداوا می کند،از درختانی که می کارد،از تولستوی و گورکی،از داستان یا نمایشنامه ای که در حال نگارش آن است،از استپ،از تبعیدگاه ساخالین،از زنان زندگی اش و از هرآنچه که او را به خنده وامی دارد. این نمایشنامه به منزلۀ یه تلاقی است: تلاقی آنتوان با چخوف و تلاقی مخاطب با هردوی آن ها.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت