
کاناپه
ساناز اقتصادی نیا
Daste Khoda
من هم لابد تغییر کرده ام. اخلاقم که حتما تغییر کرده. خودم فکر می کنم بعد از رفتن موسی افتادم به سرازیری. حالا که چهل را پر کرده ام، می فهمم عصبی تر شده ام. دور چشم هایم کدر و تاریک شده اند. یکی دو تا خال گوشتی روی گردنم درآمده. نمی دانم سن وسال است، جنگ و قحطی و بدبختی است، فشار مدرسه است، یا رفتن موسی، یا کم محلی این آقای نادری. اصلا تحویل نمی گیرد. با دست پیش می کشد و با پا پس می زند.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت