
کلاغ
فرشته نوبخت
In an Iranian family
نمایش نامۀ حاضر داستان خانواده ای است که دوازده سال از مرگ دخترشان "مژده" می گذرد. اما آن ها هم چنان در سالگرد فوت او دور هم جمع شده و برای یادآوری خاطرات وی بر سر قبرش در بهشت زهرا حاضر می شوند. مژده که گویا درگیر مبارزه های سیاسی بوده و به همین دلیل نیز مرده است و پس از دوازده سال، هنوز در جای جای خانه، حضور خویش را اعلام کرده و با تک تک افراد خانواده، صحبت می کند، و نگران آن هاست. اما در این روز خاص، پس از این همه سال، دایی وی که برای شرکت در مراسم آمده، شروع به شکوه کرده و تمامی مردان فامیل، به خصوص پدر مژده را در مرگ فرزندش، فرهاد، مقصر می شمارد. او معتقد است که فرهاد به مژده علاقه داشته و پس از درگذشت مژده، او که خود را مسئول می دانسته، با وجود معافی پزشکی، راهی جبهه می شود و شهید می شود. پدر فرهاد، خطاب به پدر مژده می گوید اگر می خواستی، با یک کلمه، می توانستی فرزند مرا از رفتن به جبهه منع کنی و او حتما حرف تو را گوش می کرد. زمان می گذرد و بحث ها به هیچ نتیجه ای نمی رسد. سرانجام همه تصمیم به حرکت به سوی بهشت زهرا می گیرند، اما در این میان مژده نگران فعالیت های سیاسی عمومی خود و سلامت اش است. این کتاب، علاوه بر نمایش نامۀ حاضر دربردارندۀ گفت وگویی با نویسندۀ آن نیز است.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت