
پسرک دریا را نگاه کرد و گفت
احمدرضا احمدی
In the rain came the trip
پسرک پنجره را رو به کوچه باز کرد و گفت: «مادر بیا نگاه کن، دریا با کشتی ها پشت پنجره ما آمده است. نقاشان از کشتی پیاده شده اند. دارند دیوارها و در خانه ها را رنگ آبی می زنند. دیشب یک بادکنک آبی رنگ را در باد رها کردم. »مادر سکوت کرد و پسرک را نگاه کرد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت