
خاطره ای از کریسمس
ترومن کاپوتی
کتاب «دری در کار نیست»، از یک جستار و یک رمان تشکیل شده است، جستار «مرد تنهای خدا» که وصفی است درباب تنهایی و تأملی است در انزوای بی انتهای بشری و بی پناهی او در مواجهه با آن انزوا. همچنین این جستار نیم نگاهی است به آن چه تنهایی با خود همراه می آورد؛ مرگ و یأس و اندوه و عاقبت، حس بی نهایت نیستی. ولف در این جستار بیان می کند که به شکلی تنهایی کشیده و طعم آن را قدری مزه مزه کرده است که رواست بیشتر از هرکس دیگر درباره ی آن صحبت کند و حکم دهد. رمان «دری در کار نیست» در چهار قطعه بیان می شود و شخصیت جرج وبر را دنبال می کند که خود را در چالش ها و اندوه های درونی خود در جست وجوی هویت و چیستی خویش، در دست وپنجه نرم کردن با تنهایی و جامعه ی خویش می یابد. «دری در کار نیست» در واقع نسخه ی فشرده تر از رمانی به قلم خود ولف است که پس از مرگ نابه هنگام او در سی وهشت سالگی چاپ شد و ولف در آن، با لحن و بیانی لطیف و درون نگرانه به واگویی احساسات ظریف شخصیت مرکزی خود و همچنین حس ها، بوها، رنگ ها و صداها می پردازد و بر آن است که در نوشته ی خود ماهیت تراژیک زندگی را نمایان کند و سایه ی سنگین مرگ و نیستی را که بر گستره ی غمناک حیات بشری رخت افکنده است در نوردد.
هنوز تکهای منتشر نشده
هنوز خوانندهای تکهای از این کتاب منتشر نکرده است.
هنوز یادداشتی درباره کتاب منتشر نشده
هنوز خوانندهای برای این کتاب یادداشت منتشر نکرده است.
ورود برای نوشتن یادداشت